گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست رفتار تو سیلی است که دل خار و خس اوست هر ناله که از دل ز سر صدق برآید صبحی است که تسخیر جهان در نفس اوست نخلی که برآرندۀ خود را نشناسد سر پیش فکندن ثمر پیشرس اوست هرچند که از محمل لیلی اثری نیست صد بادیه پر شور ز بانگ جرس اوست با هر که کسی نیست بجز بیکسی او را صائب به ادب باش که بی گفت، کَس اوست ?? صائب تبریزی- غزل شماره 2152

در ورای ادب یار دو صد نکته نهان است مدح اصغر بر او ذکر جهان هست??
۱٬۱۵۳ بازدیددوشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - 0۶:۰۴
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


