منچستریونایتد و چلسی به عنوان دو غول بزرگ فوتبال انگلیس سقوط کردهاند.
طرفداری | اونای امری بهتر از هر کسی با فشار مربیگری در باشگاههای بزرگ اروپا آگاه است. سرمربی موفق استون ویلا به خوبی میداند اریک تن هاخ و مائوریسیو پوچتینو در منچستریونایتد و چلسی در حال تحمل چه چیزی هستند. دو باشگاه موفق لیگ برتر انگلیس که در 15 سال گذشته سه بار به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسیده بودند حالا به تعریف ناکارآمدی تبدیل شدهاند. منچستریونایتد و چلسی به استخدام مربیان مشهور فوتبال دنیا و سپس پرداخت غرامت اخراج آنها برای رسیدن به نام بزرگ دیگر و تکرار این روند عادت کردهاند. با این حال وقتی یک تیم شکست میخورد، در نهایت سرمربی علت آن خواهد بود. آنها یا در عملکرد تیمشان نقش دارند یا نمیتوانند داشته باشند. اونای امری در استون ویلا این کار را انجام میدهد اما اریک تن هاخ و مائوریسیو پوچتینو قادر به انجام آن نیستند. در باشگاههای بزرگ فوتبال وقتی نتایج و عملکرد تیم مطابق انتظارها نیست، مربیان برای توجیه نقش خود دست به دامن بهانهها و عوامل مختلفی میشوند. بهانههای آنها میتواند مصدومیت، نقل و انتقالات ضعیف یا بدشانسیهای داوری باشد. در مورد چلسی، پوچتینو میتواند به خریدهای متعدد باشگاهش اشاره کند که هنوز خود را با تیم وفق ندادهاند، در حالی که او شب گذشته پس از شکست مقابل اورتون از الزام خرید بازیکن در ژانویه 2024 سخن گفت. تن هاخ هم میتواند بگوید ترکیب تیم او متشکل از بازیکنانی است که از سالها پیش در منچستریونایتد حضور دارند.

اونای امری کابوس نداشتن عملکرد رضایتبخش و ناکامی در کنترل بازیکنان مطرح را در پاری سن ژرمن و آرسنال تجربه کرد. قهرمان چهار دوره لیگ اروپا اکنون از یک رنسانس هیجانانگیز در ویلا پارک لذت میبرد. ممکن است مرد 52 ساله اسپانیایی از تجربه 18 ماهه خود در آرسنال نکاتی را آموخته باشد اما مطابق گزارش سال گذشته ESPN، عدم برقراری ارتباط با بازیکنان، سردرگرمی تاکتیکی و ناتوانی در انتخاب ترکیب اولیه عواملی بودند که امری را به انتهای حضور خود در لندن رساندند. تن هاخ و پوچتینو اشتباهات مشابهی را انجام میدهند. چنین وضعتی برای آینده شغلی آنها بد خواهد بود اما چیزی که اوضاع را بدتر میکند، موفقیت اونای امری در رساندن استون ویلا به تاپ 4 لیگ برتر در عرض 12 ماه است. سرمربی ویلا این کار را با بازیکنان و منابع کمتری انجام داده و همین نکته نوری است که بر ناکامیهای همکارانش در اولدترافورد و استمفوردبریج میتابد. آن چه امری به دست آورده نمونهای است برای توصیف این که یک مربی چگونه میتواند مسیر باشگاهش را تغییر دهد. او تیم استیون جرارد را بهبود داد اما تن هاخ و پوچتینو از بحرانی به بحران دیگر ورود میکنند.

چلسی هفته گذشته با نتیجه 2-1 مقابل یونایتد شکست خورد. در بازی یاد شده پوچتینو تصمیم گرفت کوکوریای مدافع چپ را در سمت راست بازی دهد، انتخابی که باعث شد گارناچو به خوبی از این شرایط استفاده کند و در نهایت بازیکن اسپانیایی در بین دو نیمه تعویض شد. تن هاخ هم اشتباه مشابهی را انجام داد؛ او در جریان شکست 3-0 مقابل منچسترسیتی تصمیم گرفت ویکتور لیندلوف راست پا را به عنوان مدافع چپ راهی میدان کند، در حالی که سرخیو رگیلون بر روی نیمکت نشسته بود. دو مربی با اشتباهات خود تیمشان را با شکست مواجه کردند و اعتماد بازیکنان به نقش اول رختکن را نیز از دست دادند. شاید این موارد مسائل کوچکی باشند اما سرمربی هلندی و آرژانتینی با اشتباهات دیگری نیز باعث ایجاد احساس سردرگمی و تردید شدهاند. به طور مثال، آنها علاقه زیادی به استفاده از نیکولاس جکسون و آنتونی مارسیال دارند و با وجود 7 شکست در 16 بازی نیز راهی برای حل مشکلات دفاعی پیدا نکردهاند.
دو مربی با وجود تجربه بالای داخلی و اروپایی نتوانستهاند اصول اولیه دفاع و سازماندهی را در تیم خود به اجرا در آوردند. بنابراین در حالی که بازیکنان منچستریونایتد و چلسی برای عملکرد ضعیف سرزنش میشوند، در نهایت همه چیز به مربی بر میگردد. این مربی است که تیم و تاکتیک را انتخاب میکند. این مربی است که در تمرینات بازیکنان حاضر میشود و به آنها انگیزه میدهد. دیوید مویس 10 ماه پس از تحویل گرفتن تیم قهرمان سر الکس فرگوسن شغلش را در اولدترافورد از دست داد. یک مربی به بهترین نحو کارش را انجام میدهد و دیگری کاملا در مسیر اشتباهی قرار دارد، دنیای مربیان یعنی همین. اونای امری با بازیکنان شکست خورده استیون جرارد حالت اول را انجام داده است. بنابراین سرمربیهای منچستریونایتد و چلسی به اندازه سایر عوامل نقش دارند و به همین دلیل نیز آنها تا این جا بازنده هستند.

به قلم مارک اوگدن برای ESPN



