طرفداری | لئوناردو بونوچی، مدافع ایتالیایی اونیون برلین به تمجید از رئال مادرید به‌عنوان «بزرگ‌ترین باشگاه دنیا» پرداخته و می‌گوید از میزان ناراحتی‌اش از باشگاه یوونتوس نیز کاسته شده است.

لئوناردو بونوچی که پس از سال‌ها حضور در یوونتوس در لیست مازاد این باشگاه قرار گرفت، در آخرین روز نقل‌وانتقالات تابستان 2023 راهی اونیون برلین شد. کاپیتان پیشین تیم ملی ایتالیا در بازی امشب تیمش مقابل رئال مادرید در لیگ قهرمانان اروپا به میزبانی استادیوم در جنگل قدیمی غایب است اما در گفت‌وگویی مفصل با مارکا در خصوص باشگاه رئال مادرید، وضعیت خودش و اهداف آینده‌اش صحبت کرده است. 

زندگی‌ام تغییر بزرگی کرده است. در برلین تنها هستم و خانواده‌ام در تورین زندگی می‌کنند. یک ماه و نیم اول خیلی سخت بود. ناگهان دیدم تنها در شهری ناآشنا زندگی می‌کنم. اگرچه الان همه چیز راحت‌تر است چون با مردم، مکان‌های مختلف برلین و اعضای تیم، بیشتر آشنا شده‌ام. 

البته که این موضوع، وضعیتم را بهتر نکرد اما از این تجربه‌ام لذت می‌برم و البته امیدوارم پیروزی ما در روز شنبه بتواند امید ما برای بازگشت به مسیر رسیدن به اهداف‌مان را زنده کند. مسیرمان پیچیده است اما در فوتبال هرگز نباید گفت هرگز. 

بله. الان آرام‌تر هستم و از خشمی که در تابستان داشتم، کاسته شده. باید همیشه رو به جلو رفت و آینده را دید. گذشته من در یوونتوس فوق‌العاده بود. می‌خواستم فوتبالم را در یووه تمام کنم ام نشد. مطمئنم که همه توانم را برای یوونتوس گذاشتم و همیشه بهترین‌ها را برای این تیم خواسته‌ام. هر هفته با رفقایم در آن‌جا صحبت می‌کنم. 

یکی از اهدافم همین است. می‌خواهم سرمربی شوم و بتوانم در رده‌های بالا این کار را کنم. یووه یکی از باشگاه‌هایی است که دوست دارم سرمربی‌اش شوم. یوونتوس بخش مهمی از زندگی‌ام است و از آندره آ آنیلی، ماروتا، پاراتیچی، ندود و آنتونیو کونته، سرمربی‌ای که فوتبالم را تغییر داد و به رشدم کمک کرد، متشکرم. 

برای توصیف کردنش کلمات زیادی نمی‌توان به کار برد. احتمالا بزرگ‌ترین باشگاه دنیا توصیف مناسبی است. زمانی بود که خیلی نسبت به پیوستن به رئال مادرید و پوشیدن پیراهن سفید نزدیک بودم. این یک رویا بود. برای بزرگانی که در رئال مادرید بوده‌اند، احترام زیادی قائلم و البته که این باشگاه یک سرمربی بزرگ هم روی نیمکتش دارد؛ کارلو آنچلوتی. 

خیلی زیاد و چیزی نمانده بود. تابستان 2017 بود، زمانی که آن‌ها ما را در فینال کاردیف برده بودند. مذاکراتی جدی بین مدیربرنامه من و رئال مادرید انجام شد اما قراردادی به ثبت نرسید. در نهایت این باشگاه ترجیح داد سراغ بازیکنی جوان‌تر برود، نه کسی که وارد سی سالگی شده است. من برای رئال مادرید احترام قائلم و این باشگاه را تحسین می‌کنم. 

درست است. آن بازی با رئال مادرید در 2015 یکی از بهترین لحظاتم در پیراهن یوونتوس بود. ما با گل موراتا، مهاجم سابق رئال مادرید توانستیم صعود کنیم. البته باعث شرمساری بود که به بارسلونا باختیم؛ اگرچه از نظر من، آن بارسا بهترین بارسای تاریخ بود. حذف کردن غولی مثل رئال مادرید نشان‌دهنده تبدیل شدن یوونتوس به تیمی بزرگ بود. 

او یک فرازمینی است. بلینگام شگفت‌زده‌ام کرده است؛ البته نه به خاطر کیفیت و استعداد شناخته شده‌اش، بلکه به این خاطر که او در 20 سالگی توانست در تیمی مثل رئال مادرید کاملا تطبیق یابد. این کار زمان می‌برد اما برخی از بزرگان نیازی به زمان ندارند. به همین خاطر است می‌گویم بلینگام فرازمینی است. بلوغ او در 20 سالگی بی‌نظیر است. قطعا او در سال‌های آتی نامزد توپ طلا خواهد بود. 

به لوکا مودریچ ارادت دارم و برایش احترام ویژه‌ای قائلم. کارهایی که او در دوران فوتبالش، به خصوص در سال‌های اخیر انجام داده، واقعا بزرگ بوده است. دیدن بازی او همیشه هیجان‌انگیز است. مودریچ کسی است که می‌داند توپ را چگونه حرکت دهد و قدرت رهبری دارد. با بودن او، انگار رئال مادرید سه یا چهار بازیکن بیشتر دارد و همین توضیح اهمیت و بزرگی او در زمین را مشخص می‌کند. 

به قدر کافی خوش‌شانس نبودم تا او سرمربی‌ام باشد اما از بازیکنان چیزهای خیلی خوبی درباره او شنیده‌ام. 20 سال برنده شدن اتفاقی نیست. او علاوه بر مباحث تاکتیکی، ارزش‌های اخلاقی بالایی هم دارد. 

قطعا قابل قیاس نیستند. می‌دانم چه انتخابی کرده‌ام. همه چیز یک باشگاه فوتبال فقط بازیکن نیست و نباید فراموش کنیم اونیون برلین پنج سال پیش کجا بود. روحیه خانواده بودن یک مسئله مهم است. ما دیده‌ایم که هواداران در دوران سخت، همیشه پشت باشگاه‌شان بوده‌اند و هیچ‌وقت حمایت‌شان قطع نمی‌شود. من حالا حس می‌کنم عضوی از این خانواده‌ام. 

در دوران ترسناکی زندگی می‌کنیم؛ واقعا وحشتناک است چون هیچ چیزی حد و مرز ندارد. از آینده‌ای که در انتظار فرزندانمان است، می‌ترسم. هرکسی آزاد است انتقاد و توهین کند. مردم کارهای شیطانی به ذهن‌شان می‌رسد. امیدوارم هرکس از قبل از نوشتن، به عواقب چیزی که می‌نویسد فکر کند و بار خشونت کم‌تر شود. من شخصیتی سرسخت هستم و صدمه زدن به من مشکل است اما برخی چیزها به درون شما آسیب می‌زند. شاید شخصیتی شجاع باشید اما ممکن است روزی برسد که دچار فروپاشی و افسردگی شوید. در این صورت کمک خواستن از سایرین باعث شرم نیست. واقعا امیدوارم در آینده بتوان میزان وحشتناک بودن این بخش از زندگی حال حاضرمان را کاهش داد.