واسه ما رئالیها،فوتبال فقط یه تفریح و سرگرمی نیس... عشقه،عشق... عشق به مادرید و مادریدی... عشق به اصالت فوتبال.. عشق به تیم در آستانه فروپاشی جان توشاک و هیدینک... تیم قهرمان هاینکس و دون فابیو... تیم رعب انگیز دلبوسکه... حتی تیمهای پرستاره اما بی فروغ لوپزکارو و لوکزامبورگو... ما مادریدیها سال06 با بردهای حداقل اختلاف و دقایق پایانی همش با استرس فوتبال میدیدیم که چرا بکام و رونالدو و کاسانو فیکس نیستن...قهرمانی اخر فصل هم که دست کمی از جادوی لادسیما نداشت... با تیم برند شوستر به آسمانها رفتیم...جاییکه رقیب دیرینه رو مجبور به ساخت تونل تشویق کردیم... فصل بعدش با یه بارسایی سابق و کارنابلد به نام خوان د راموس یجورایی به خاک سیاه نشستیم... با پیگرینی هم روزای اوج رو نچشیدیم... اقای خاص هم که پایه ریز تیم افسانه ای کنونی شد...و همینطور باعث جدایی عاشق از معشوق... حالا هم که انچلوتی باعث شده تا باافتخار بگیم: من به دنیا اومدم تا رءالی باشم.... ما رءالیها یکی دو روز نیس که طرفدار این عشق شدیم... ما بهترین سالهای زندگیمونو پای این قدیس ریختیم... به افتخار خودمون.... به افتخار رءال و رءالی....