چه کسی فکر می‎کرد آن‎ها می‎توانند در احیا منچستر یونایتد نقشی را برعهده بگیرند؟ چه کسی فکر می‎کرد آن‎ها می‎توانند در احیا منچستر یونایتد نقشی را برعهده بگیرند؟ چه کسی تصور می‎کرد سه بازیکن نفرین شده‎ای که در اولدترافورد تمام شده به نظر می‎رسیدند خود را پیدا کنند؟ همان سه بازیکنی که طرفداران یونایتد برای بیرون انداختن‎شان روزشماری می‎کردند. همان مردان سرگردان در دل ستاره‎های وارد شده: فلینی، والنسیا و یانگ... ولی آن‎ها به صورت غیرمنتظره‎ای بازگشته‎اند. بازگشته‎اند و در آرامش جاری در اولدترافورد نقش‎های خود را با شایستگی بازی کرده‎اند. پیروزی‎های پیاپی برابر کریستال پالاس، آرسنال، هال سیتی و استوک سیتی یونایتد را در مسیر نبردهای بزرگ پیش رو قرار داده و در عین حال این پیروزی‎ها گوشزد کرده همه چیز لزوما برگرفته از ستاره‎ها و نام‎های بزرگ نیست. این همان چیزی است که آن را از الکس فرگوسن آموخته‎ایم. آخرین قهرمانی یونایتد عصر الکس فرگوسن در 2013 نه فقط با درخشش ستاره‎ها - گل‎های رابین فان‎پرسی و ضربه‎های وین رونی - بلکه با نمایش مکمل هرناندز، کریک، کلورلی، کاگاوا و رافائل (که با 38 بازی در همه مسابقات بیش از هر بازیکنی به میدان رفت) رقم خورد. یونایتد عصر فرگوسن نه فقط با ستاره‎هایش بلکه با مردان بی‎ادعا و ثابت قدمی که کنار بزرگان بازی کردند طلایی شد. فصل رویایی سه گانه 1999-1998 نه فقط با اشمایکل، گیگز، بکام، یورک و کول بلکه فراموش شده‎هایی مثل رانی یانسن، وس براون، و دنیس ایروین در دفاع و نیکی بات و یسپر بلومکیست در میانه تاریخی شد. کمی بعدتر مایکل سیلوستره و جان اوشی و درن فلچر و بعدتر پارک جی سونگ برای فرگوسن که به بازیکنان بی‎ادعا و جان سخت اهمیت می‎داد به میدان رفتند و برای خود جایی در قاب افتخارات باشگاه اختصاص دادند. یونایتد فصل 15-2014 با خریدهای تابستانی 150 میلیونی لویی قان‎خال در تب و تاب سرسام‎آوری آغاز شد، با شکست 2-1 برابر سوانسی. در ترکیب 2-1-4-3 آن دیدار جونز و اسمالینگ و بلکت دفاع سه نفره را تشکیل داده بودند. والنسیا غایب بود، یانگ به عنوان هافبک چپ بازی کرد و فلینی در دقیقه 67 جای هررا پا به میدان گذاشت... طی شکست چهار گله برابر ام کی دانز در جام اتحادیه هر سه بازیکن غایب بودند، در حالی که گمنام‎هایی شامل کین، جیمز، پاول و یانکو راهی میدان شدند... آن‎ها در شکست 3-5 برابر لستر سیتی که یونایتد چهار دفاعه - با روخو، بلکت، ایونز و رافائل بازی کرد - هم جایی نداشتند. میان این سه تن فلینی جایگاه خاصی داشت و دارد. او با 27/5 میلیون پوند گران‎ترین خرید دیوید مویس بشمار می‎رفت و با او از گودیسون پارک راهی اولدترافورد شده بود. او هم مصداق پول دور ریختن بشمار می‎رفت و هم نماد سقوط یونایتد پس از عصر فرگوسن شده بود. نفرین شده به نظر می‎رسید، بازیکنی که شایسته بازی برای باشگاه بزرگی مثل یونایتد نیست. با این وصف دراز شدن سیاهه مصدومان یونایتد فان‎خال را وادار کرد از او استفاده کند. فلینی در این فصل برای اولین بار برابر وست بروم به عنوان بازیکن ذخیره در دقیقه 47 وارد شد و دو دقیقه بعد دروازه وست بروم را در دیداری که 2-2 پایان یافت گشود. فلینی برابر چلسی از یک سو سسک فابرگاس را مهار کرد - که در نیمه اول توانست فقط 11 پاس ارسال کند - و از سوی دیگر نقش اصلی در به ثمر رسیدن گل تساوی بخش داشت و آمار خیره کننده ای را ثبت کرد: 12/17 کیلومتر دویدن - بیشتر از سایر مردان یونایتد - به علاوه 70 بار کورس‎های ده تا بیست متری بیش از همه بازیکنان حاضر در میدان. او طی هفته‎های اخیر بدل به مرد میانی ثابت فان‎خال شد. برابر استوک در جناح راست میانه میدان از یک سو حمله‎های استوک را خنثی کرد و از سوی دیگر حمله‎هایش را سامان بخشید. گل او پس از سانتر هررا با ضربه سر یادآور بهترین روزهایش در اورتون بود. جایی که دوباره تکل‎هایش - یکی از ویژگی‎هایش در اورتون - را به رخ کشید. اشلی یانگ و آنتونیو والنسیا که دو فصل بد را سپری کرده‎اند تدریجا خود را بازیافته‎اند. این که فان‎خال از آنها برابر هال سیتی و استوک سیتی به عنوان دو دفاع کناری استفاده کرد نه فقط بازتابنده ابتکارات او بلکه توانایی‎های والنسیا و یانگ هم بود. والنسیا به عنوان یک گوش راست سریع و دریبل زن پا به اولدترافورد گذاشت. بازیکنی که می‎تواند توپ را در زمین خود تصاحب کرده و رو به جلو بتازد. او طی شکست با یک گل برابر منچستر سیتی در دفاع راست قرار گرفت و نود دقیقه کنار فلینی که در قلب خط میانی قرار گرفته بود بازی کرد. او در بازی بعدی برابر پالاس که یونایتد با یک گل پیروز شد هم در همین پست قرار گرفت، در حالی که فلینی کنار رونی جلوتر از کریک قرار گرفت. او برابر آرسنال جلوتر از مک‎نیر که یکی از سه مدافع یونایتد بود در خط میانی به عنوان هافبک راست بازی کرد و فلینی کنارش قرار گرفت. دیداری که شاو در پست هافبک چپ بازی کرد. والنسیا برابر استوک به عنوان مدافع راست پشت سر فلینی بازی کرد. اشلی یانگ در دفاع چپ همین ویژگی را - تا حدی بهتر از والنسیا - به نمایش گذاشته. فان‎خال اوایل فصل او را در نیمه دوم برابر سوانسی هم در این پست قرار داده بود. او برابر استوک به عنوان مدافع چپ پشت سر خوان ماتا بازی کرد. در چنین قابی است که کریس اسمالینگ که کمتر کسی ستایشگرش بوده پس از اخراج مضحک برابر منچستر سیتی در سه دیدار برابر آرسنال، هال سیتی و استوک سیتی یک از ستون‎های دفاعی مستحکم یونایتد را برپا ساخت، ولو آن که هنوز همه با تردید به او نگاه کنند... بله فوتبال، فوتبال است و خیلی چیزها طی یکی دو بازی و چند هفته از بالا به پایین و از پایین به بالا می‎رود. فلینی و والنسیا و یانگ مصداق‎های یونایتدی این انگاره بشمار می‎روند.