درد بی‌عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من

داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی

چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

بلبل طبعم کنون باشد ز تنهایی خموش

نغمه‌ها بودی مرا تا همزبانی داشتم