در حالی که هری پاتر به دلیل مفاهیم پیچیده و خلق یک جهان فانتزی خیال انگیز هم از جانب طرفداران و هم منتقدان  مورد ستایش قرار گرفته‌ است؛ اما همانند همه‌ی داستان‌های دیگر برخی از طرح‌ها و توسعه شخصیت‌ها ناکافی باقی ماندند و با پایان آرک اصلی سرانجام این شخصیت‌ها و طرح ها همچنان سوال برانگیز باقی ماندند.

 

جیمز پاتر انسان خوبی بود؟

گذشته جیمز پاتر خط داستانی مهمی در حماسه هری پاتر است، به ویژه در داستان هری پاتر و محفل ققنوس در این قسمت، هری دروس مراقبت از ذهن را با پروفسور اسنیپ می گذراند و به طور تصادفی نگاهی به ذهن اسنیپ می اندازد، اینجاست که طرفداران متوجه می‌شوند که جیمز پاتر مدام اسنیپ را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد چیزی که هری هیچ تصوری از آن نداشت. در این خاطرات جیمز، اسنیپ را در ملاء عام مسخره می کند و او را با مهارت جادویی خود مورد آزار قرار می‌دهد. با این حال، گذشته بحث‌برانگیز جیمز نادیده گرفته می‌شود و هرگز به طور کامل مورد توجه قرار نمی‌گیرد.  هری پس از دیدن خاطرات اسنیپ از این موضوع نگران است در صورتی که همه به او می‌گویند که پدرش انسان خوبی بوده است.  با این حال، قلدری در دبیرستان چیزی نیست که نادیده گرفته شود، زیرا می تواند زخم های طولانی مدتی بر جای بگذارد.  هری، پدرش جیمز را به عنوان یک قهرمان به تصویر می‌کشد و نمی‌پذیرد که گذشته‌اش بدتر از یک «خصومت» ساده بین همکلاسی‌هایش بوده است.

 

نقشه غارتگر و سوالات بیشمار

نقشه غارتگر سال‌ها پیش توسط چهار جادوگر شامل پدر هری پاتر، ریموس لوپین، سیریوس بلک و پیتر پتی گرو به وجود آمد و با نگاه به اون می‌شد مکان تمامی افراد و حتی جابجایی هر فرد را روی نقشه مشاهده کرد. برای اولین بار در داستان هری پاتر و زندانی آزکابان با این نقشه مواجه می‌شویم. این نقشه در پایان این داستان نقش اساسی را ایفا می‌کند؛ با این حال چند سوال بی جواب باقی می‌گذارد. یکی اینکه این نقشه چطور به دست جرج و فرد رسیده؟ یا اینکه چطور این دو زمانی که خواهرشان جینی گم شد از نقشه استفاده نکردند؟ و یا اساسی ترین سوال اینکه چطور زمانی که پیتر پتی گرو با تغییر شکل به عنوان یک موش سال‌ها در خانه آنها زندگی کرد متوجه او روی نقشه نشدند آنهم در حالی که لوپین با یک بار نگاه کردن به نقشه متوجه این قضیه شد؟ و یا چطور از این نقشه برای ردیابی ولدمورت استفاده نشد؟ این نقشه سوالات زیادی رو با خودش به همراه آورد که برای همیشه بی جواب ماندند.

 

چرا الف‌ها (جن‌) به عنوان برده مورد آزار قرار می‌گرفتند؟

مانند هر اقتباسی بسیاری از جزئیات در فیلم‌های هری پاتر آورده نشده است؛ همانند این موضوع که با حضور شخصیت جن‌ها در داستان و بردگی و آزار و اذیت آنها، هرماینی گرینجوی چندین بار تلاش کرد تا جادوگران را متوجه این کار بد و زشت خود کنند؛ اما هر بار در این موضوع ناموفق بود، این صحنه‌ها در فیلم نشان داده نمی‌شود تا اینکه شخصیتی به نام دابی به داستان اضافه می‌شود و طرفداران با خوی زشت دیگری از جادوگران رو به رو می‌شوند، در حقیقت اکثر جادوگران از خانواده مالفوی گرفته تا حتی سیریوس بلک که به عنوان شخصیت مثبت در نظر گرفته می‌شوند از الف‌ها به عنوان برده استفاده می‌کنند و حتی در مقابل نافرمانی آنها را به شدت تنبیه می‌کنند؛ اما این اعمال از نظر هیچ فردی مورد سوال قرار نمی‌گیرد و به نظر میاد همه به این وضع راضی هستند و حتی هری پاتر و دوستانش در برخورد  با جن خانه سیریوس بلک چندان شقاوتی از خود به خرج نمی‌دهند. و حتی هیچ توضیحی به این موضوع که چرا جن‌ها با چنین قدرتی در ساخت و ساز و مهارت و جادو به عنوان برده کار می‌کنند نیز داده نمی‌شود.

 

در جهان جادو فقر معنا دارد؟

جادوگران در جهان رولینگ به دو دسته اصیل زاده و دورگه تقسیم‌بندی می‌شوند در مقابل نوع دیگری وجود که به نسبت ثروتمند و فقیر بودن خانواده‌ها فرزندان آنها در زندگی متفاوتی به سر می‌برند. ابتدا به چند نکته اشاره کنیم، در سکانس ازدواج خانواده ویزلی مشاهده کردیم که با به کار بردن یک اسپل تمامی لیوان‌ها پر شد یا در نمونه دیگر در زمانی که هری پاتر به دنبال هورکراکس ها بودند با یک اسپل آشنا شدیم که هر شی با لمس آن به دو شی تبدیل می‌شد با این اسپل به راحتی می‌شد یک سکه طلا را به هزاران سکه تبدیل کرد و در نهایت اسپل را از روی شی برداشت. همچنین در داستان هری پاتر و جام آتش در ابتدا با کمک جادو یک چادر کوچک به یک خانه بسیار بسیار بزرگ تبدیل می‌شد یا در نمونه دیگر در خود مدرسه هاگوارتز در ابتدا و انتهای هر سال تحصیلی در حالی که دانش‌آموزان دور چهار میز بزرگ مدرسه جمع هستند می‌توان مشاهده کرد که مدیران مدرسه با جادو هزاران هزار غذای متنوع را بر روی میزها ظاهر می‌کنند و نمونه‌های بسیاری دیگر... خب حالا با هم نگاهی به ابتدای سال ورودی به هاگواتز بیندازیم؛ ردای خانواده ویزلی به دلیل فقر خانواده پاره است در حالی که خانواده مالفوی از لباس و ردای بسیار نو و تمیز استفاده می‌کنند همین سکانس بی معنا به نظر می‌آید چون اگر چند دقیقه دیگر را مشاهده کنیم، می بینیم که هرماینی با کمک جادو عینک هری پاتر را تمیز می‌کند یعنی واقعا در این جهان، جادویی وجود ندارد که بتواند یک‌ ردا یا لباس را مرتب و تمیز کند؟ یا اینکه جادوگرانی که یک چادر کوچک را به یک قصر تبدیل می‌کنند و با یک اسپل صدها غذای متنوع برای خود ظاهر می‌کنند، چه نیازی به پول و طلا دارند و داشتن یا نداشتن پول برای آنها چه معنی می‌دهد؟