‌«و مونتیل شلیک می‌کند…» فریادهای کر کننده، آهنگ‌های شگفت‌انگیز، طبل‌های نمایشی که با اشک یاد می‌شوند، آسمان‌ها طلایی می‌شوند. طوفان‌های شادی و سونامی اشتیاق کل میدگارد را فرا گرفته است، در حال حاضر هیچ خدایی قدرتمندتر، هیچ خدایی سرافیک‌تر وجود ندارد.

طرفداران آن را به خیابان‌ها می‌برند تا در زرق و برقی که باران می‌بارد برقصند و حمام کنند، خیابان‌هایی که با پالت‌های سفید، آبی و طلایی رنگ‌آمیزی شده‌اند‌. هیچ اسطوره‌ای بهشتی زیباتر از این وجود ندارد، خدایان با دیدن این رویداد تاریخ‌خیز به تمسخر می‌آیند، برای یک بار هم که شده به فانیان حسادت می‌کنند، از فرشتگان باشکوه‌تر می‌درخشند.

اسکالونی جایگاه خود را در میان صفوف جاودانه‌ها محفوظ می‌دارد، آرژانتین به قلمروی مخصوص به خود سفر کرده است، بیش از هر چیز وجود و تخیل. و امشب، آنها خدایان هستند. اشک شوقشان از گونه‌ها فرو می‌ریزد و بر جهان‌های زیرشان فرو می‌ریزد و شادی از آسمان‌ها سرازیر می‌شود. جنگ‌ها پایان می‌یابد، درگیری‌ها می‌میرند، کسانی که برای یکدیگر ناشناخته هستند، با دست‌هایی بر شانه‌های یکدیگز باهم جشن می‌گیرند.

فراتر از رویاها و تخیل در همه قلمروهای، با سه ستاره طلایی روی قلبی که در تب و تاب است، لبخندی مست‌کننده‌تر از شراب، سلطنت آرژانتین، اکنون برای همیشه. و پسر کوچک اهل روزاریو، سانتافه، به آسمان نگاه می‌کند و از مادربزرگش برای امشب تشکر می‌کند. او از جسم خود فراتر می‌رود، حلقه فانی خود را پشت سر می‌گذارد و خود را فراتر از زمان و مکان، موجودی الهی، تثبیت می‌کند.

امپراطور همه هستی با پایان یافتن جست و جوی خود از شادی اشک می‌ریزد، زیرا در این جهان به چیزی که دلش بیشتر از همه می‌خواست می‌رسد. لیونل مسی، قهرمان جهان. لیونل مسی، تقدسی فراتر از انسان. و با آن، رویایی که ما برای ابدیت آرزویش را داشته‌ایم به حقیقت می‌پیوندد. از بچه‌های کوچک گرفته تا مردان جوان و کهنه سربازان قدیمی، رویایی که در طول نسل‌ها سفر کرده است، یک جاه‌طلبی در همه زمان‌ها به حقیقت می‌پیوندد. هر کره چشم شهادت می‌دهد، هر زبان باید اعتراف کند. او زیبایی است که همه شعرها به آن اختصاص داده شده‌اند، او بهشتی است که همه می‌میرند تا به آن بروند. یک سال پیش، رویای آلبی‌سلسله به حقیقت پیوست و انگار دیروز است. و هیچ فردایی زیباتر از دیروز نیست. آرژانتین، قهرمان جهان...

پی‌نوشت: یکسال گذشت و من در ۱۸ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۲۱:۲۴ مانده‌ام. دلم می‌خواست آن یکماه تا زمان مرگم تکرار شود. این تیم و کاپیتان‌مان، هواداران‌مان و مربیان در تمام یکماه به من آموختند بدون درد، صدمه، ضربه، خون و اشک، پیروزی ناقص می‌ماند. از لحظه‌ی اول ورود به جام. از شکست مقابل عربستان، از شوت غیرقابل‌مهار لئو بدون نگاه به دروازه، بغضِ آیمار روی نیمکت، از درخشش انزو و مک‌آلیستر، دوئل لئو-لوا، مهار پنالتی لئو توسط شزنی، مهارهای دیبو، تکل‌های لیچا، نفوذهای نفس‌گیر عزیز بهیچ در لحظات که بی‌قرارم کرده بود، کل‌کل هلندی‌ها، شادی پس از گل ریکلمه با اجرای لئو، اعتراف فن‌خال به تعظیم مقابل نبوغ مسی، کامیرا بو بو رو به وخهورست، چسبیدن توپ به پاهای لئو، تعظیم گواردیول و تحسین از سوی مودریچ، تسخیر لوسیل توسط هوادارانی که وام گرفته بودند و خانه‌هایشان را فروخته بودند تا از آرژانتین به قطر بیایند، گلزنی ال‌فیدئو در فینال به جبران غیبت در فینال ۲۰۱۴، ثبت عدد دو مقابل نام فرانسه روی اسکوربرد، نفس در سینه حبس، تکمیل بریس اسطوره، هندِ مونتیل، سکوت هولناک دقیقه ۱۲۳ و پای چپ طلایی ال‌دیبو. همه ما مونتیل هستیم، بغض لیونل اسکالونی. آرژانتین قهرمان جهان.

در تمام سال‌های هواداری‌ام از آرژانتین چیزی تغییر نمی‌کرد و قلبم مثل آتش سوزان برای کسی به خون می‌آمد که جز سربلندی وطن هدف دیگری نداشت و هیچ‌کس این را نمی‌فهمید. سال‌هایی که از لئو دفاع می‌کردم و انتظار چنین روزی را داشتم. برای او تمام توپ طلاهای دنیا بدون جام طلایی جهان، کوچک بودند. و حالا، مبارک باد بر کسی که سحر و جادو را برای لذت بردن مردم مطیع خود کرد، مبارک باد بر کسی که انس و جن و حتی سنگ‌ها را دریبل زد. مبارک باد بر اسطوره‌ای که در بین مردم راه می‌رود ولی آوازه‌اش به ماه رسید.

تمام آن یک ماه من در رویاهایم، در قطر بودم، من در لوسیل بودم وقتی پاردس خدا را یافت، وقتی همه دورش حلقه زدند، وقتی لئو عاشقانه‌‌ترین بوسه جهان را بر جام جهانی زد و وقتی روی شانه‌های آگوئرو جام را حمل می‌کرد تا جشن بگیرد. یکسال گذشت و من از تمام شما در آرژانتین سپاس‌گزارم. ما حق داریم تا ابد، روزِ کامل شدن فوتبال توسط کاپیتان‌مان را جشن بگیریم. واموس آرژانتین، واموس مسی.