رفته بودم نونوایی

نون داشت تو تنور پخته میشد

ی آقایی گفت ی لحظه پولتو میدی ببینم چه رنگیه 

بعد گرفت و در رفت

من با موتور افتادم دنبالش

بعدش پیچید سمت چپ منم پیچیدم چپ 

بعد مسی رو دیدم تو میوه فروشی داشت هندونه سوا می‌کرد

مسی خندید گفت بیا هندونه

من گفتم کیف پولمو زدن مسی

بعد مسی گفت خودم برات میخرم شب چله کیف کن

بعد مسی برام میوه و آجیل خرید

الان به همراه مسی افتادیم دنبال دزده چطوری پیداش کنیم؟