‌دادگستریِ مستقل وقتی به وجود می‌آید که فضای سیاست رقابتی باشد. اگر صاحب‌منصبان تصور کنند برای مدت طولانی قدرت را در دست خواهند داشت، احتمالاً از دادگاه‌های نسبتاً وابسته حمایت می‌کنند. استقلال قضایی، بیش از آنکه نتیجه محتوای قوانین باشد، محصول سیاست است. ‌ آن بخش از بدنه‌ی قدرت که مطلق، انحصاری و دائمی است، پدیده استقلال قضایی را تاب نخواهد آورد؛ زیرا در نهایت به دنبال بقای جایگاه خود به هر قیمتی است، نه به دنبال اجرای بی‌چون‌وچرای عدالت. در مملکت ما هیچ ارگانی مستقل نیست که عدالت در آن اجرا شود. فدراسیون فوتبال هم همین‌طور. دولت در همه‌چیز دست دارد حتی در رختخواب شما. ‌ در چنین شرایطی، قانونی به اسم سقف قرارداد وضع می‌شود‌ اما تیمی تخلف می‌کند و سپس با دادن سکه قراردادها را دستکاری و قانونی می‌کند. تیم دیگری هم با پول‌پاشی هوادار متمول با بازیکنان کلیدی‌اش تمدید کرده و در پست‌هایی که ضعف داشته تقویت شده‌، مالیات بازیکنان و مربی خارجی را برعهده گرفته. از دو تیم امتیاز کسر می‌شود اما استیناف که حتی نهادی مستقل از فدراسیون فوتبال نیست، در مقام قاضی رأی را بر می‌گرداند و عنوان می‌کند «نتایج باید در زمین بازی رقم بخورد.» ‌ اما سوپرجام را بدون برگزاری بازی، ۳-۰ به نفع پیروزی اعلام کردند. قانونی گذاشتند تا راه بازگشت استراماچونی را ببندند و سال بعد همان قانون را برداشتند. قانون گذاشتند جذب لژیونر بصورت قرضی منع شود و سال بعد رقیب شهاب زاهدی را به خدمت گرفت. ‌ هر فصل از طرف همان‌ها که می‌گویند نتایج در زمین رقم بخورد، بیرون از زمین سناریویی برای متوقف کردن تاج طراحی می‌شود. میزان خلاقیت و تنوعی که در این مسیر وجود دارد، هوادار را به استیصال می‌رساند. هر بار یک روش جدید، هر بار یک ضربه مهلک. هیچ راه‌حلی هم وجود ندارد. مشکلات در اینجا همه بنیادین‌اند. ‌ مدیر رسانه‌ی تیمی که بطور میانگین هر فصل یک ۳هیچ بیرون زمین گرفته و یک جام با اسنپ، با وقاحت تمام از تاج می‌گوید. در مورد فصلی که یزدانی و مرادمند برعکس سرلک، سرباز شدند هم هیچ‌کس صحبت نمی‌کند. همان فصلی که خودشان با ۳ امتیاز اهدایی تراکتور با ۵ امتیاز اختلاف دوم شدند و یحیی برعکس ساپینتو که ۴ ماه محروم شد، ۶ ماه محروم نشد. ‌ اما حالا که تاجِ رنج‌دیده، هواداران و نکونام قربانیِ رعایتِ سقف قراردادی شده‌اند که یک نهاد وابسته و غیرمستقل از نهادی که آن را وضع کرده، زیر سوالش برده، خطیر وظیفه دارد این فشار روحی که با اتفاقات امروز به تیم وارد می‌شود را جمع کند. تیم ما حداقل در ۵ پست نیاز به تقویت دارد و هوادار تاج دیگر خام مشکلات مالی ساخته‌شده توسط همین مدیران نمی‌شود. ‌ اول فصل به نکونام گفتند برو با همین تیم چهاردهم شو! والیبور واسوویچ، سوییپر تیم پارتیزان بلگراد در دهه ۶۰ که در فینال ۱۹۶۶ جام باشگاه‌های اروپا مقابل مادرید، تک گل تیمش را به ثمر رساند، همیشه می‌گفت «هرگز نگو بمیر»! هرچقدر تبر بزنید بر تاج، بزدلی و رذالت خودتان را بیشتر ثابت می‌کنید. شما با حمایت‌های همه‌جانبه، باز هم از پیکر نیمه‌جان ‎تاج می‌ترسید. اما هرگز به ما نگوئید بمیر. ‌ آسمان آبی ما، همیشه ابری نخواهد ماند...

‌پیرو تصویر: نماد فرشته «عدالت» در ایران باستان، واژه‌ی گمشده و خدشه‌دارشده در ایران.