یک جن دیده شده ولی معلوم نشد این چی بود یکی خودش شاهد بوده گفت:من تاکسی رانی میکردم اصلا وضعیت مالی من خوب نبود برای همین هر شب تا صبح کار میکردم یک شب منتظر مسافر بودم ولی هیچ کس نبود در این هوای سرد داشتم ناامید میشدم یک مسافر پیدا شد سوار ماشین من شد من از صورت عجیب غریب او خیلی ترسیدم به فکر فرو رفتم چرا صورتش سفیده یا چرا کمی ترسناکه به نظر خودم گفتم معلومه هوا سرده صورتش سفید شده گفتم ولش کن من فقط دنبال پولش هستم فقط همین.این مسافر دوختر یود سوال کردم تو این هوا سرد کجا میخوای ببرمت کجا.گفت پولش مهم نیست منو کمی برو جلوتر فقط همین بعدا بهت میگم کجا تو فقط حرکت کن.من گفتم قرار است اینطوری باشه باید اول پول بده.اینم پول زیادی داد اصلا باورم نشد. از خوشحال گفتم باشه کمی جلو حرکت کردم گفت برو سمت چپ من رفتم جنگل بود اون طرف یک در قدیمی بود منم گفتم رسیدیم اینم پیاده شد منم اومدم خانه خودم از خوشحالی همه چی به زنم گفتم یک مسافر پیدا کردم اونقدر پول داد زنم بهم گفت چطور ممکنه به خاطر یک مقصد اونقدر پول زیاد بده منم گفتم ولش کن.فردا شب هم خودش پیدا شد یهوعی منم ترس خودم گفتم باز هم شمایید گفت بله گفتم باشه مشکل نداره بازم کجا میخوای بری گفت همون جا که رفته بودم منو ببره.گفتم مشکل نداره بازم پول زیادی داد من دهانم باز مانده بود میخواستم سوال کنم گفتم ولش کن من پول نیاز دارم. برای همین هیچی نگفتم. بردمش هونجا پیاده اش کردم دوباره برگشتم باز هم به زنم گفتم اونو دیدم زنم گفت نرو خدا میدانه چکاره باشه شاید خطرناک باشه. منم گفتم باشه من دیگر اونجا نمیرم. رفتم جای دیگر میخواستم حرکت کنم بازهم پیدا شد خودش بود همون زنه چطور ممکن بود.خودش بدون حرف زدن سوار ماشینم شد گفت برو هموجا زود بهم پول داد منم از ترس زیاد اونو رسوندم همونجا پیاده اش کردم رفتم کمی دور شدم به فکر افتادم اون چکار میخواد بکنه تو اینجا دوباره برگشتم رفتم هونجا در قدیمی اهنی بود کمی نزدیک که شدم دیدم در خودش کمی باز بود ولی خانه نبود مثل پارک بود کلا جا خوردم کمی جلوتر رفتم دیدم اینجا کلا قبر انسان بود خیلی زیاد ترسیدم خیلی خودم اونو دیدم همون زنه داره قبر های انسان تازه مرده اند را درمیاره جگر و قبلش را میخوره کلا از ترس زیاد فرار کردم بدون نگاه کردن با ماشینم فرار کردم رفتم خانه خودم پیش زنم گفتم کلا از ترس خوابمان نمیبرد فردا شد زنم گفت برو به پلیس اطلاع بده منم اینکار را کردم پیش پلیس تهران رفتم این ماجرا را گفتم از سیر تا پیاز ماجرا.پلیس هم زیاد توجه زیادی نکرد گفتن تو دیوانه ای ولی با زحمت زیاد بلاخره اومدند قبر انسان مرده بود را در اوردند دیدند قلب نداره ولی جگر داشت پلیس منو زندان کرد" من این ماجرا را به گور بردم چند ساله زندگی ام کلا خراب شد ولی الان ازاد شدم همه چیز را از دست دادم این ماجرا به یکی گفتم: تمام شد ولی معلوم نشد این چی بود کلا شاید دروغ بوده معلوم نشد اخرش

جن واقعی
۱٬۶۵۹ بازدیدشنبه ۰۹ دی ۱۴۰۲ - ۱۸:۳۷


