جان فدای آن دو چشم و ابروی غم آلود تو فرش قلبم پیروانی دارد از یاری مسعود تو . چون دو ابرویم شدی باشد دو چشمم بر قرار تا مگر بینم دمی من چهره ی خوشنود تو خسته هستم آمـدی در قلب من گفتی درود چون که رفتی غصه ها خوردم من از بدرود تو تو سلیمانی که بشنیدی کلام مور دل نیک می شد بشنوم آن گفته ی داود تو از ستمگر ، ظلم بی غم من بگویم سوی تو چون که ظلم ظالمان می شود مطرود تو شمس آذر کی تواند برد تیم شهر من؟؟؟ شکوه گویم بر خدای قادر معبود تو مرد دشتی کی تواند فهم فخر اولیا؟؟؟ من به سویت می شتابم تا شوم مقصود تو از کلام عدل عامر از نوای نور سروش مملو از شکر و سجود است کعبه ی مولود تو پهلوان چون حکایت می کند از ناز ابروهای تو حزن و اندوهم در تبه با جمال پر سود تو گفت اصغر بر تو ای دختر یونان زمین گفتی ای اصغر ناز من می کند نابود تو????? ??

درد دل حج اصغر عزیز در قالب شعر برای شیرزنان سرفراز یونان کبیر ?
۱٬۸۳۰ بازدیدسهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲ - ۱۴:۲۹


