یکی از مشهورترین قطعات موسیقی قرون وسطی به نام " douce dame Jolie" مربوط به قرن چهاردهم میلادی است که توسط آهنگساز فرانسوی گیوم دو ماچات ساخته شده است و توسط تعداد زیادی از هنرمندان کاور شده من جمله Annwn 

Credits: Vɪɢɪʟ

Year of release: 2007

Genre: Folk

Lyrics : Douce dame jolie,

آه بانوی شیرین و دوست داشتنی Pour dieu ne pensés mie

محض رضای خدا فکر نکنی شاید Que nulle ait signorie

که عشق دیگه ای تحت تاثیر قرار داده منو Seur moy fors vous seulement.

 و یا قلبمو، بجز تو به تنهایی Qu'adès sans tricherie

برای صداقت و شجاعت Chierie من به قدر زیادی Vous ay et humblement

تو رو ستایش میکنم همانطور که می‌درخشی Tous les jours de ma vie

 و با عفت به تو فکر میکنم Servie نه اساسا Sans villain pensement.

من به تنهایی زندگی کردم Helas! et je mendie Alas,

من التماست میکنم با تباهی D'esperance et d'aïe;

برای امید، آرامش و امنیت Dont ma joie est fenie,

 بدون عشقت که نجاتم بدی Se pité ne vous en prent.

تمام خوشی هایم از من پرواز کرده Douce dame jolie,

آه بانوی شیرین و دوست داشتنی Pour dieu ne pensés mie

محض رضای خدا فکر نکنی شاید Que nulle ait signorie

که عشق دیگه ای تحت تاثیر قرار داده من Seur moy fors vous seulement.

و یا قلبمو، بجز تو به تنهایی Mais vo douce maistrie

قدرت، انصاف و شکوه تو Maistrie مرا به بردگی می‌کشد  Mon cuer si durement

قانون تو سخت مثل سنگ است Qu'elle le contralie

سلطه شیرین تو مرا رنج می‌دهد  Et lie  خیلی سنگین En amour tellement

که تحمل کرد بدون شیوَن  Qu'il n'a de riens envie

قلبم آشکارا آرزو می‌کند  Fors d'estre en vo baillie

برای دست عزیزت که مرا رام کند Et se ne li ottrie  

هنوز بیهوده تو را آرزو میکنم Vos cuers nul aligement.

برای قلبت که قلب مرا انکار می‌کند  Douce dame jolie, O sweet and lovely lady,  آه بانوی شیرین و دوست داشتنی Pour dieu ne pensés mie

محض رضای خدا فکر نکنی شاید Que nulle ait signorie

که عشق دیگه ای تحت تاثیر قرار داده من Seur moy fors vous seulement.

و یا قلبمو، بجز تو به تنهایی

Et quant ma maladie

و ازون جایی که هیچ دارویی نمی‌تونه کمکم کنه Garie

هر چند جدی Ne sera nullement

من تا استخوان زخمی شده ام Sans vous, douce anemie,

دشمن دوست داشتنی که هر روز  Qui lie

و با خوشحالی  Estes de mon tourment,

از هر ناله ای لذت می‌برد 

A jointes mains deprie

 در ضعفم التماست می‌کنم  Vo cuer, puis qu'il m'oublie,

 که هیچ توجه ای به من نکردی Que temprement m'ocie,

که زندگی منو با انسانیت پایان بدی Car trop langui longuement..

برای مدت طولانی این درد رو می‌شناختم  Douce dame jolie, 

 آه بانوی شیرین و دوست داشتنی Pour dieu ne pensés mie

محض رضای خدا فکر نکنی شاید Que nulle ait signorie

که عشق دیگه ای تحت تاثیر قرار داده من Seur moy fors vous seulement.

و یا قلبمو، بجز تو به تنهایی