ستایشِ قلمِ جذابِ آلبر کامو و نگاهی گذرا به چند اثرِ او
چرا باید کامو بخوانیم؟ کامو از نویسندگانیست که عجیب قلمی گیرا دارد. با مطالعهی آثارِ کامو، ما به دنیایی سفر میکنیم خلق شده توسطِ تفکراتِ بوسیدنیِ این متفکرِ عمیق؛ گویی از جهانِ خود فاصله گرفته و بین دنیاهایی موازی سفر میکنیم که تمام آنها از نظرِ قوانینِ حاکم بر هستی، هیچ تفاوتی با دنیای خودمان ندارند!همهشان پوچ، همهشان فاقد ارتباطی معنادار میانِ ما و آنها. آلبر کامو با شیوهی نوشتاری واقعبینانه و دور از شاخ و برگِ دروغین، باعث اعتراض به شناختی که اجتماع برای خود رقم زده است، میشود. او با ترکیب ادبیات و فلسفه، با زبانی ساده و روان، آثاری بینظیر را خلق کرده که در دست خواننده خوشایند و بَس تأمل برانگیز است. در طول زمانی که به این کتابها نگاه می کنیم، خود را در میان آن داستان ها خواهیم یافت؛ گویی دنیای واقعی نیم تراشی خورده و در جهانهای جدید البرکامو ادغام می شود. گاه تمایل پیدا می کنیم این سفر به دل آن دنیا هرگز تمام نشود. گرچه صفحات کتاب تمام می شوند، اما عشقی پاک به دنیای خلق شده ی کامو و شخصیت هایش به دل گره می خورد. قدم زدن در جهانهای البرکامو باعث می شود تا دنیای واقعی را به یک نگاه تازه ببینیم. کامو به ما نگاهی معقولانه و واقع نگرانه به این هستی را می آموزد، رو به رو شدن با پوچیِ هستی را می آموزد، عصیان بر علیه همه ی ارزش های پوچ و سنتی را می آموزد، کامو در قطعه قطعه ی آثارش روش زیستِ واقع بینانه را به ما می آموزد. نخواندنِ کامو، از بزرگترین ظلم هاییست که فردی اهلِ تفکر می تواند به خود بکند.
طاعون

در مطالعه ی طاعون، به خصوص بعد از تجربه ی یک بیماریِ همهگیر،و به خصوص با درکی برخاسته از عمقِ وجود ناشی از تجربه ی دیدنِ استبداد، خود را در میانِ آن مردمانِ طاعون زده مییابیم.
گویی بهتر از همگان میتوانیم بفهمیمشان.
تمامِ جنبه های بیماری و سیاسی و یافتنِ معنایی اصیل را با گوشت و خون خود درک میکنیم.
بیگانه

با خوانشِ بیگانه،در یک جهان تاریک و بیروح خود را مییابیم، ما در پوستِ مورسو قرار میگیریم. در این داستان، مورسو با زندگی بیهدف و بیمعنا روبرو بود. او احساس میکرد که جامعه، انتظارها و ارزشهای مفروض را برای وی تحمیل کرده است. اما او نمیتوانست در میانِ قوانینی که برایش تعیین شده بود، یک معنا یا رابطه عمیقتری بیابد.
افسانهی سیزیف

با مطالعه ی افسانه ی سیزیف، دریچه ای جدید به سوی هستی به روی ما گشوده می شود که عمقِ پوچیِ آن را برای ما به نمایش می گذارد.
عصیانگر

خواندن روزانه کتاب عصیانگر، برای همه ما مثل یک جاذبه بزرگ است که با همان احساس هیجان و شور، پیش می رویم تا هر جمله و کلمهای را درک کنیم و در زندگیمان بیاوریم.
ما با درکِ عصیانگریِ کامو که مهم ترین وجه فلسفه ی اوست، طغیانگر بودن را میآموزیم.
ما بدون عصیانگری زندگیای برای خود نداریم، فقط زندگیِ تحمیلیِ طبق نظر دیگران را ادامه میدهیم.
عصیانگری نقطه آغازِ زیستِ اصیل است که عمیق و کامل از کامو می توان آن را آموخت.
منبع: برسام نیک


