۸ حس که همتون تجربش کردید ولی اسماشونو نمی دونستید:

Liminal:

به احساس انتظاری گفته می شه که تو فرودگاه ها و ایستگاه های قطار تجربه می کنیم، انتظار به همراه دلتنگی.

kairo sclerosis:

به احساسی گفته می شه که تو لحظه های خوبمون داریم و نمی خوایم هیچوقت اون لحظه تموم بشه، یا می خوایم برگردیم و چندین بار اون لحظه رو زندگی کنیم.

vellichor:

به احساس خوب و آرامشی گفته می شه که وقتی وارد کتاب فروشی، گل فروشی یا لوازم تحریری می شیم تجربش می کنیم.

Anemoia:

این حس یکم عجیبه. به احساس دلتنگی گفته می شه که برای زمان یا دوره یا شخصیه که هیچوقت ندیدیمش، تجربش نکردیم یا آرزوشو داشتیم. 

Mimeomia:

احساس بدی که موقع انجام دادن یا تایید کردن یک کار کلیشه ای بر اثر اجبار دچارش می شیم.

Gnossienne:

حس شناخت کم نسبت به کساییه که خیلی وقته باهاشون در رفت و آمدیم، به عبارتی اونا یک زندگی درونی پیچیده دارن که ما خیلی کم‌ راجبشون می دونیم و همیشه دوست داشتیم کشفشون کنیم.

Chrysalism:

به اون حس امنیت و راحتی که وقتی تو خونه ایم و داره رعد و برق می زنه و طبیعت خشمگینه داریم میگن. یه حس گرم و نرم.

Heimweh:

به احساسی که وقتی از عزیزامون دوریم میگن، یه حس غربت که انگار هیچکس دورمون نیست و اونکه رفته همه چیزمون بوده.

 

@fact_official