مردم یکی از محلات شهرم سرنوشت عجیبی پیدا کردند ماجرا از این قرار هست ساکنین فعلی این محله در محله ای سکوتت گزیدند که صاحب زمینهای آن به هیچ عنوان رضایت بر انتقال زمینها به غیر نداشت ولی در هر صورت این زمینها خلاف نظر مالک فروخته میشه و پولی هم ظاهرا به مالک تعلق نمی گیره مالک هم برادر معلم دوران دبیرستان من هست البته معلمی که واقعا معلم خوش اخلاقی نبود و ما ازش خوشمون نمی اومد و خیلی سر کلاس حرف می زد و ما را مجبور می کرد که همه حرف هاش را که خیلی هاشون هم واقعا ارزش نداشت بشنویم حج اصغر عزیز تعریف می کرد که از زبان یکی از سکنه قدیمی این محله شنیدم که چه سرنوشت واقعا تلخی بر ساکنین این محله پدیدار گشت از اعتیاد فرزندان تا درگیری های شدید خانوادگی فرار فرزندان از خانواده ها مرگ ناگهانی جوانهای این محله و ...
خود من شخصا با چشمان خودم یک مورد خودکشی بینهایت ناراحت کننده یکی از جوانان این محله را با چشم خودم در حدود بیست و پنج سال پیش دیدم که طرف خودش را وسط خانه خودشان دار زده بود? و سالی نیست اخبار ناخوشایند از سرنوشت اهالی این منطقه به من نرسه
وقتی کارما را با چشم خودم می بینم



