"هی احمق فکر میکنی اگه اینو چاپ کنی چقدر بهت میدن ... به تو ربطی نداره استیو، عکس خودمو میخوام تو گاتزتا چاپ بشه به اون سردبیر آشغالت هم بگو کارل از اونجا کشیده بیرون ..."
زمانی که آن عکس روی جلد روزنامه های ایتالیایی رفت ... رئسای وقت فدراسون فوتبال ایتالیا دست و پایشان را گم کرده بودند ... هرکس حاضر بود هزاران پوند خرج کند تا جلوی رسانه ای شدن این عکس را بگیرد ... اما خب کارل عکاس آن بازی حاضر به معامله عکس خود نشد ... و آن روز جنجالی ترین عکس تاریخ فوتبال روی مجالت رسانه های جهان رفت ...
خوزه مورینیو در بازی اینتر و سامپدوریا دستانش را به مانند دستبند نشان داده؟!
آقای دومنیک شما فکر میکنید خوزه حرفی هم زده باشه ...
نه قربان هیچ حرفی نزد ... اما
خب چه توقعی از من دارید ... با یه کیف خالی اومدید اینجا و فکر میکنید من میتونم کاری واستون بکنم
قاضی داداگاه شما هستید ... مطمئن باشید اگه خوزه خوب تنبیه بشه ما با یه کیف پر میایم دیدنتون ...
.
خوزه حرفی نزده بود ... حتی یک کلمه ... اما در یکی از آن شبها ... آقای خاص توسط سازامان برگذاری مسابقات سری آ ایتالیا جریمه سنگینی شد ... بی رحمانه ترین جریمه ی ممکن ... نابغه، سه جلسه از همراهی تیمش محروم شد ... ناعادلانه ترین تصمیمی بود که میتوان در قبال یک عکس گرفت ... اما این پایان کار نبود خوزه تهدید به مرگ شد ... از طرف یه انسان ناشناخته و احتمالا هوادار سامپدوریا ... اما واقعا یه هوادار بابت آن عکس کسی را تهدید میکند؟! خوزه یه حروم زاده لعنتی است که میخواد جلوی سیستم حاکم بر ورزش اروپا رو بگیره، کسه که حاضر نیست دستای خودش رو کثیف کنه و تن به خفت مافیایی فیفا بده ... وقتی در همان سال او را بل اجبار به عنوان بهترین مربی سال فیفا انتخاب کردند ... نه او به مقر فیفا و جشن شاهانه آنها رفت و نه جایزه ای از طرف آنها برای خوزه فرستاده شد ... به جایش یک فیش پرداخت جریمه 50 هزارتایی را پستچی به خوزه داد ... این هم جریمه ی جدید شماست آقای مورینیو ...