کتاب درغرب خبری نیست نام کتاب : Im Westen nichts neues اثر: اریش ماریا رمارک چاپ اول : ۱۳۴۶
در بین تمام کتابهایی که با موضوع جنگ نوشته شده است بدون تردید کتاب در غرب خبری نیست یکی از بهترینهاست. کتابی که به پس از مطالعه احتمالا جزء فراموشنشدنیترین کتابهایی خواهد بود که خواندهاید. لازم است اشاره کنیم که بر اساس این رمان دو فیلم نیز ساخته شده است. کتاب صحنههای جنگ را آنقدر ملموس و واقعی توصیف کرده که در تمام لحظات خواندن، خواننده را نیز درگیر میکند. مهمترین جنبه کتاب نیز ضد جنگ بودن آن است، جنگی که آدمهای بیگناه را به جان هم میاندازد، جنگی که حتی اگر از آن جان سالم به در ببرید، زخمهای روحی ناشی از آن هیچوقت خوب نمیشوند. هیچکس پس از جنگ دیگر آن آدم سابق نمیشود. شخصیتهای کتاب نیز دقیقاً این مسائل را از سر میگذرانند. آنها با اینکه جوان هستند اما هیچ ایدهای برای زندگی در زمان صلح ندارند. جنگ همهچیز را برایشان تغییر داده و برخی از آنها با خود میگویند حتی اگر جنگ تمام شود همچنان به خدمت نظامی ادامه میدهند. چون اکنون هویت آنها با جنگ و نظامیگری تعریف میشود. به طور کلی نیز، این رمان نشان میدهد که چگونه از نوجوانهایی که از شور و ذوق جوانی و امید به زندگی در مسیر عرق به وطن و ملیت استفاده میشود. از ارزشهایی که در طول این جنگ دستخوش تغییر میشود؛ از کتابهایی که به اسلحه تبدیل میشود. از ایمان و باورهایی که در طول این جنگ محو و نابود میشود. از جوانانی که به سن بیست نرسیده پیر و فرسوده میشوند. از بیارزشی جان انسانها در قبال آنچه فرهنگ و زبان و تمدن و ملیت نام نهاده شده حال آنکه همهی اینها ابزاری گرانقدر در دست سرمایهداران و جنگطلبان جهانی است سخن میگوید. در غرب خبری نیست رمانی است در به چالش کشیدن آنچه ارزش انسانی نامگذاری شده است. از آنچه که جنگ میتواند تمامی این ارزشها را زشت و ناپسند کند، که آنچه باقی میماند چیزی نیست جز کوفتگی و خستگی جانهای بهدرمانده از کشت و کشتار. از رنج و فقری که بعد جنگ نصیب جامعه انسانی میشود. از سرخوردگی و یأس حاصل از هر آرمان و ایدئولوژی که زندگی جوانان را تباه میکند. که آنچه در این میان صرفاً بهچشم میآید خون هزاران انسان بیگناهی است که به پای ایدئولوژی و قدرتطلبی جنگطلبان ریخته شده است. همانطور که اشاره شد، داستان کتاب درباره جوانانی آلمانی است که در جنگ جهانی اول شرکت کردهاند. جنگی که پس از اتمام آن، آلمان را مجبور کردند خلع سلاح شود و به متفقین خسارت پرداخت کند. اما در کتاب میبینیم هزینههایی که آلمان در این جنگ متحمل شد بسیار فراتر از اینهاست.
خلاصه داستان: پل پسر المانی که هنوز هجده ساله نشده وی در دبیرستان مشغول تحصیل است که جنگ جهانی شروع میشود و تحت تاثیر سخن معلم ادبیاتش تصمیم به ثبت نام داوطلبانه در جنگ می کند وی و هفت نفر از دوستانش به پادگان رفته و بعد از آموزش به خط مقدم جبهه غرب اعزام میشوند این کتاب شرح سختی ها و داستان هایی که این جوانان در جبهه متحمل می شوند.
دربخشی از این کتاب می خوانیم:
اگر کوچکترین امیدی بود که کمریش بتواند از چکمهها استفاده کند، مسلماً مولر ترجیح میداد با پای پیاده روی سیمهای خاردار بدود تا چکمههای او را بپوشد. اما حقیقت آن است که چکمهها به درد کمریش نمیخورد، در حالی که مولر بینهایت به آنها محتاج است.
منبع: کافه بوک



