خودم رفتم از بوفه مدرسه نوشابه خریدم نتونستم باز کنم دادم سرایدار مدرسه باز کنه تا باز کرد ریخت رو لباسش اتقدر که گازش زیاد بود سریع نوشابه رو قاپیدم و فرار کردم  

خاطره ی دوم: من و پسر عموم داشتیم از مدرسه میرفتیم بیرون نوبت دخترا بود بیان تو مدرسه دیدم یدونه دختر جلو پسر عموم هست هولش دادم رفت تو بغلش ?

زیاد خاطره دارم حوصله ی نوشتن نیست