شگرت تو تنها  نیستـی از دشمنانت بهتری بر اهل نا ایمان غمی ، بر یاورانت گوهری . اینک سروش مفتون شده او دانشش افزون شده احسنت به این خودباوری به به ، به این نو آوری . من از سپاهان و رئال اینک بخواهم مدح تو تا بینهایت دل خوشم تا او بیابد برتری   این مردم ایران ما بر فضل  تو شاهد شدند برپا نمـوده از گـواه ، بر صفایت  محضری . آن خنده شوق شما ، هرگز فراموشم نشد بر جسم یاران جوهری بر جان رذلان خنجری . سردار سرداران تویی ساز خوش جانان تویی آمـوخـتـنـد از شوق تـو آن ساحران جادوگری آن مرد با ایمان تویی آن نور جاویدان تویی آن شمس بر ایران تویی ، آن آفتاب خاوری از ساحل امن جهان رفتم به موج بی امان با دست خالی سمت تان بی همره و بی یاوری . رذلان را من دیده ام صد پیرهن پـوشـیـده اند با سالکان همره شدی صد جامه بر تن می دری . بنما تـو کِشتی دلت  تا قایق خـود بشکنم در عمق دریاها روم ، برمن نمی بینی تری . در بی کران دیدم تـورا پایان رسـیـد اندوه ما در بر تو بگرفتی مرا چون آفتاب خاوری . بنما تو راه بسته را تا بشکنم دلخسته را عنقا شوم در آسمان ، فورا زنم بال و پری . طرح قدیم بـاشـد جدید  در بـاور افکار  تـو باشد که از سقای تـو اینک بـنـوشـم ساغری . بر پیش اصغر دل نما در قلب من منزل نما آن سرفرازان گوهرند تا بیکران دل می بری .