داشتیم نابود میشدیم،آرزو هایمان داشت میسوخت،سقفشان کوتاه شده بود حتی به باخت حداقل هم راضی بودیم.نسل طلایی فوتبالمون داشت رو به زوال میرفت درست مانند سیگار برگِ در دستان ویرا.تو اون لحظات داشتیم خاطراتمون با این نسل طلایی رو مرور میکردیم.برد قاطعانه عربها،برد در برابر کره و گریه ی مربیشون،همش داشت مثل پرده های تئاتر از جلو چشامون میگذشت.تیم خوبی داشتیم،حیف که داشت عمرش به پایان میرسید!دیگه به معجزه هم ایمان نداشتیم.ولی آمد... همیشه می آید،درست زمانی که تصورش را نمیکنی!!معجزه اینبار علیل شدن یارهای بزرگ حریف یا به هم ریختن آب و هوا برای نجاتمون نبود.معجزه اینبار دادن یک عقل ناقص به یک جیمی جامپ بو.یک اتفاق خنده دار در دقایق حساس.معلوم الحالی پرید و آمد به زمین،تور دروازه عقاب را پاره کرد و بازی را متوقف.عقاب از ته دل لبخند میزد.به راستی عقاب در اون بازی موتور حرکتی تیم ما بود.ملق هایش،پریدن هایش،لبخندهایش.مانند پتکی بر روحیه ی یم منتخب انگلستان بود.این همان جرقه بود.جرقه ای که سیگار ویرا برای جان گرفتن دوباره نیاز داشت.بازی دوباره شروع شد.ایران از این رو به اون رو شد.عقاب"باک ماشین جنگی بادوی برزیلی "را پر کرده بود.روی یک حرکت از مثلث تهامی،مهدوی کیا خداداد توپ به کنج محوطه حریف رفت،اشتباه دروازه بان و مدافعین و دروازه خالی و کریم.چه میشود؟؟معلوم است"گل".شماره6دوست داشتنی و متواضع ایران بازهم دستگیر ایران شد.گل اولمان سقف آرزوهایمان را افزایش داد(درست مانند سقف قراردادهای لیگ کشورمان). اما هنوز معجزه کامل نشده بود.سیگار برگ روی زمین بود هنوز.وقت تکمیل معجزه رسید.ضربه به میانه ی زمین یه رفت و برگشت توپ و علی دایی.یه چرخش زیبا،پاس توی عمق و نوبت رسید به حماسه ساز ملبورن.غزال ایرانی در گل زدن رقابت جالبی با کیول جوان داشت.غزال از آفساید فرار کرد و شد"مسیح فوتبال ما".در عمق تاخت،مارک بوسنیچ را مقهور کرد تا فریاد"باز هم روی زمین،باز هم گل،غزال تیزپای ایران،خدادا عزیزی" در فوتبال ایران ماندگار شود.گلی که باعث شد تمام ایرانیان به هوا بپرند و وزن زمین را برای اندکی هم که شده کاهش دهند. دوباره روشن شدیم.مثل سیگاری که ویرا دوید و دوباره با پکهایش سعی در روشن ماندن آن میکرد.100 دقیقه گذشت.ضربه ی عابدزاده،سوت داور و پرواز علی دایی و گرفتن توپ.آری تمام شد،شدیم تیم32 بزگترین فستیوال فوتبالیِ جهان.شدیم مسافر فرانسه تا حماسه ای دیگر در آنجا بسازیم.نسل طلایی فوتبالمون تونست"منتخب انگلیس"با مربیِ مغرور خود"تری ونه بلز"بزرگ را در جهنم ملبورن متوقف سازد.آری اکنون معنای معجزه از هروقتی قابل درک تر بود.... پ.ن:این نوشته مربوطمیشه به8 آذر که با کمی تاخیر نوشته شد چون دوست داشتم تو پروفایلم داشته باشمش .ایراد نگیرید الکی.به خصوص دوتا ممد منچستری :))) و من ا... توفیق