در پاسخ به اینکه درصورت جدایی صلاح چه کسی میتونه جایگزینش باشه؟ هیچکس!  این هیچکس معنیش این نیست که صلاح غیر قابل جایگزینی هست و اگه نباشه جاش خالی میمونه، بلکه نه فقط صلاح،  تجربه نشون داده ستون فقرات نسلی طلایی در یک تیم تنها افرادی هستن که تا زمانیکه اون تیم بخواد با همون شیوه باری کنه غیرقابل جایگزینی هستن درحالیکه شاید ستاره های دیگه ای هم تو اون تیم بودن که بعد از رفتن شون تیم تونسته با اندکی تغییر و مدتی زمان، دوباره با همون شیوه بازی اوج بگیره و بازسازی بشه و این همون راز ماندگاری فرگوسن در یونایتد بود که در هر دوره ی هفت،  هشت ساله تیمش رو بر مبنای ستون فقراتی شامل یک یا دو مدافع میانی و یک یا دو هافبک وسط و یک مهره هجومی تعریف میکرد و با تمام وجود پای اونها می ایستاد و بقیه ستاره هاش رو اما متناسب با شرایط تغییر میداد و یکبار که این قانونش رو با فروش استم به میلان رعایت نکرد بشدت تنبیه شد و حتی در کتاب خاطراتش هم اینو تنها اشتباهش میدونه... با این توضیح ستون فقرات لیورپول عصر کلوپ هم از آلیسون شروع میشه و با ویرجیل به ترنت در وسط زمین میرسه و به صلاح ختم میشه،  پس تا روزی که قرار باشه ما با این شیوه و رویکرد مشخص و جذابی که داریم بازی کنیم هرگز نباید اجازه بدیم با رفتن یکی از این نفرات ستونی، آسیب نخاعی ببینیم و اگرچه که هر دوره ای پایانی داره و بلاشک باتوجه به سن و سال صلاح و از همه مهمتر جدایی قریب الوقوع و دردناک حضرت کلوپ خواه ناخواه ناچاریم به ایجاد تغییر پس در نتیجه فکر اینکه با چه بازیکنی میتونیم بعنوان جانشین صلاح مثلا در فصل آینده امیدوار باشیم به ادامه همین روند درخشان و همین شیوه بازی، جوابی وجود نخواهد داشت و تنها چاره کار ما برای ادامه موفقیت هامون با فرض رفتن صلاح و کلوپ این هست که بجای تغییر صرفاً بازیکن،  از اساس در شیوه و رویکرد تیم مون هم تغییر و بازنگری کنیم و بر اساس داشته های اونموقع مون ستاره هایی که از نظر سنی میشه برای چندسال دیگه هم روشون حساب کرد رو بعنوان ستون فقرات جدید تیم تعیین کنیم و ساختار و تاکتیکی جدید بر مبنای توانایی های اونها ایجاد کنیم و اونو گسترش بدیم و شاید در اون ساختار جدید همین مهره های هجومی کافی و حتی زیادم باشن و در روش جدیدمون دیگه جایی برای بازیکنی با خصوصیات صلاح نباشه که بخوایم درگیر پیدا کردنش بشیم... مثل دقیقا کاری که خود کلوپ بعد از فروش کوتینیو کرد و وقتی همه اسامی رو قطار میکردن که با پول هنگفت ناشی از فروش کوتینیو میشد خریدشون و نزدیکترین ویژگی ها رو به سبک کوتینیو هم داشتن،  اما کلوپ هرگز درگیر دور باطل جایگزین کردن ستاره اش نشد مثل کاری که قبلا مربی های قبلی با پول فروش سوارز و به امید یافتن سوارز جدید کردیم و وقتی کلی زمان و پول هدر دادیم فهمیدیم که اساسا ستاره های بزرگی که یک مدت همه کاره تیمشون میشن بصورت غیر قابل اجتنابی سبک و تاکتیک تیم رو تحت تاثیر میزارن و هرگز نمیشه تو دنیا بازیکن دیگه ای رو پیدا کرد که اونقدر شبیه اون ستاره باشه که بشه همون سبک رو باهاش پیش برد و موفق شد... پس ما قرار نیست صلاح رو با یک ستاره دیگه جایگزین کنیم همونطورکه خود صلاح بعنوان یک بازیکن مستعد معمولی به این باشگاه اومد و با استعدادش و در کنار مکمل های تکنیکی همبازی هاش و پلن تاکتیکی مناسب سرمربیش و حمایت همه جانبه هواداران باشگاه تونست به سقف تواناییش برسه،  ستاره بعدی تیم هم شاید همین الان توی اسکواد تیم یا یه جای دور یا نزدیک دیگه و خارج از توجهات قرار داشته باشه و به وقتش خودشو نشون بده و برای این منظور هم باید اول اون رئیس آینده پروژه بیاد و باتوجه به موجودی تیم و خردیهای مدنظرش پی و اساس کار رو بچینه و بعدش منتظر شناختن سوپراستار بعدی تیم باشیم کاری که اگه خود کلوپ(ع)  هم باشه و میموند قطعا از پی و اساس انجام میداد و ستاره بعپ از صلاح هرجایی ممکنه باشه جز بین اون گزینه های شما و اسامی که شنیده میشن... راز تصمیم رفتن کلوپ هم همینجاست،  که برخلاف اونچه خیلیا فکر میکنن و میگن که بعد از فصلبد قبلی و تغییر چنتا هافبک و رفتن مانه و بابی و هندو و واینالدوم و...  طی دو فصل اخیر، امسال نسخه دوم لیورپول کلوپ رو داریم در اوج میبینیم اما در حقیقت این همون نسخه ی برنده و موفق قبلی هست با حفظ ستون فقراتش که با هنر رئیس بشکل اساسی تعمیر و به روز شده و بدلیل حفظ مهره های اساسی هنوز و حالا حالاها تونسته و میتونه پیش بره و اما شاید تغییر بنیادین فصل بعدی ناگزیر بوده و کلوپ هم با علم به همین موضوع و شرایط سنی و زندگی  شخصیش و دشواری ساختن یک بنای جدید از نو احساس کرده نیروی انجامش رو نداره و امیدوارم تا آخر فصل اما این احساس تغییر کنه...