احتمالا بایرلورکوزن امسال بتواند عبارت "نورکوزن" را باطل کند، اگر که شانس با آن‌ها یار باشد.

 گشتن در کلکسیون افتخارات باشگاه بایرلورکوزن برای پیدا کردن یک سپر طلایی کاری بس بیهوده است. بایرلورکوزن تا به حال نتوانسته در بوندسليگا قهرمان شود و همین باعث شده تا به آن‌ها لقب بایرنورکوزن بدهند. ریشه‌های تاریخی اسم نورکوزن قطعا برای هواداران فوتبال - به شرطی که طرفدار لورکوزن نباشند - جالب خواهد بود....

 مربی آن فصل بایرلورکوزن 

فصل ۲۰۰۲ - ۲۰۰۱ بوندسلیگای آلمان داشت برای لورکوزن به خوبی پیش می‌رفت. آن‌ها پس از اینکه سه فصل پیاپی را در رده دوم جدول تمام کرده بودند در فصل جدید بوندسلیگا صدرنشین جدول لیگ بودند و شانس کمی برای قهرمانی نداشتند. ۳۲ بازی از بوندسلیگا گذشته بود و تیم کراس توپمولر دو امتیاز از بایرن مونیخ رده دومی بیشتر داشت. همه چیز برای قهرمانی لورکوزن آماده بود، اما شکست برابر تیم فوتبال نورنبرگ باعث شد تا قهرمانی به بایرن مونیخ واگذار شود. عدم قهرمانی در جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا نیز باعث شد تا لقب نورکوزن همواره در فوتبال آلمان جا بیفتد. به هر حال، قطعا یادآوری آن فصل برای هواداران باشگاهی که در آن فصل با سرمربی‌گری کلاوس تاپمولر و حضور بازیکنانی مانند میشائیل بالا‌ در حالی‌که می‌توانست موفق به کسب "سه گانهٔ قهرمانی" شود، در هر سه مسابقات (بوندس‌لیگا، جام حذفی آلمان و لیگ قهرمانان اروپا) نایب قهرمان شد، برای هواداران تیم آلمانی زیاد خوشایند نیست. اما حالا بعد از سال‌ها، لورکوزن با مربی جوان خود به دنبال از بین بردن این لقب است.... بایرلورکوزن حالا دیگر آن تیم قدیمی نیست، ما با تابلوی نقاشی زیبای ژاوی آلونسو مواجهیم. تابلوی که بدون خرج چندان زیاد هر بیننده ای را مات و مبهوت خود می‌کند، تابلویی که در عین سادگی زیبا است. نیک بیدل روحیات و شخصیت ژابی آلونسو را این چنین توصیف می‌کند:

پدر ژابی خودش یک بازیکن حرفه‌ای خوب بود، یک هافبک سخت‌کوش. ذهنیت پولادین و نگرش فداکارانه او قطعاً دیدگاه ژابی را نسبت به بازی جلا داده است که تماشایی بازی کردن همه‌چیز و پایان آن نیست. 

بایرلورکوزن که ژابی آلونسو آن را معماری کرده است بسیاری از هواداران فوتبال را به یاد اولین فصول حضور پپ گواردیولا در سیتی میندازد. امیدوار کننده، با روحیه و مستحکم، به نوعی ما می‌توانیم بگوییم که گواردیولایی جدید پا به مربی‌گری گذاشته است. پس هیچ عجیب نیست که لیورپول به دنبال این مربی برای جایگزینی یورگن کلوپ است. شاگردان نمونه ژاوی آلونسو در رقابت‌‌های این فصل نمایش های دل انگیزی داشته اند؛ مربی جوان و باهوش اسپانیایی که هم اکنون مشتریان زیادی در سراسر اروپا دارد با تیمش را تا این مقطع از فصل عملکرد خوبی داشته است و کماکان بالاتر از بایرن مونیخ  صدرنشین بوندسلیگای آلمان هستند و ضمن صعود از گروه خود در لیگ اروپا به عنوان صدرنشین در این فصل به دنبال کسب قهرمانی در لیگ نیز هستند. شاگردان آلونسو در صورت اینکه بتوانند به قهرمانی برسند، در دومین سالی که آلونسو مربی این تیم است می‌توانند هواداران را سورپرایز کنند. نتایج خوبی که مربی جوان اسپانیایی این فصل همراه با بایرلورکوزن کسب کرده باعث شده تا باشگاه لیورپول به او برای جانشینی کلوپ ابراز تمایل کرده است و لاپورتا نیز به دنبال این مربی برای جایگزینی ژاوی در بارسلونا باشد. سبک بازی آلونسو در لورکوزن باعث شده تا از او به عنوان یک پپ گواردیولای جدید یاد شود. او خود را یک مربی پرشور معرفی کرده است که تشنه پیروزی است. این مربی جوان با شور و انرژی که از لب خط به شاگردان خود وارد می‌کند تیم خود را تبدیل به یک تیم هجومی می‌کند. قطعا الان همه مدیران تیم آلمانی را به خاطر جذب ژاوی آلونسو تحسین می‌کنند، اما اگر دو سال پیش از آن‌ها می‌پرسیدند که چرا بایرلورکوزن تصمیم به جذب همچین مربی گرفته آن‌ها جواب‌های مختلفی می‌دادند. از این که آن‌ها مربی ای را انتخاب کرده اند که در حال پیمودن پله‌های ترقی است تا مثلا اینکه آن‌ها تصمیم به جوان گرایی گرفته اند. اما فارغ از این دلیل‌ها آن‌ها می‌توانستند دلیل مهم‌تری نیز داشته باشند. لورکوزن علی رغم اینکه پتانسیل خوبی داشته و دارد به چهره‌ای نیاز داشت تا بتواند ستاره‌ها و توجهات را با هم به بای آره‌نا جذب کند و این تیم را زنده کند، کاری که آلونسو به خوبی آن‌را انجام داده است. آلونسو موفق شده تا در لورکوزن هم ستاره جذب کند و هم ستاره بسازد. به عنوان مثال به ویکتور بونیفیس دقت کنید. بازیکن جوان نیجریه ای حالا تبدیل به ستاره خط حمله بایرلورکوزن شده است. او یک مهاجم مرکزی دوپا است که توانایی زیادی در مانور با توپ دارد و می‌تواند مدافعین رقیب را چه روی زمین، چه روی هوا مغلوب کند. حمل توپ مثال زدنی وی، حرکات سریع و مرگبار و قدرت سرزنی بی بدیلش او را به یک مهاجم کامل تبدیل کرده است. از این که بگذریم کار کردن ژاوی آلونسو با مربیان توانمند باعث شده تا او خود دارای دی ان ای این مربیان شود. در قرن ۲۱ پانزده مربی توانسته اند لیگ قهرمانان اروپا را ببرند که آخرین آنها پپ گواردیولا است. از بین این پانزده نفر ژابی آلونسو تحت هدایت پنج نفر از آنها بوده است. دل بوسکه، گواردیولا، رافائل بنیتس، ژوزه مورینیو و البته کارلو آنچلوتی یا همان کارلتو این افراد بوده اند. طرفداران قدیمی و پر و پا قرص لالیگای اسپانیا احتمالا پریکو آلونسو را به خاطر می‌آورند، بازیکن جنگنده ای که تا سال‌ها می‌تواند برای لالیگا بازیکنی مثال زدنی باشد. خون آن بازیکن جنگنده در رگ های آلونسو نیز هست، به همین خاطر بود که او بعد از جدایی از رئال مادرید در شرایطی که می توانست به چین رود، پول پارو کند و زیاد هم به خودش سخت نگیرد به بایرن‌مونیخ رفت و باواریا را به عنوان مقصد جدید خود انتخاب کرد... ژابی آلونسو خود راجع به خود می‌گوید:

در رئال سوسیداد، اولین باشگاه حرفه‌ای من، هرگز در تیم پایه یا حتی تیم جوانان بازی نکردم- در عوض، مستقیما به تیم دوم منتقل شدم. چطور توانستم برای این اتفاق آماده شوم؟ این به لطف آنتیگوکو بود- تیمی از سن سباستین که من تقریبا 10 سال به عنوان بازیکن در آنجا بازی کردم. آنتیگوکو یک باشگاه حرفه‌ای نبود اما خیلی خوب کار می‌کرد. ما تیم‌های خیلی خوبی داشتیم، با بازیکنانی مانند میکل ارتتا، آرتیز آدوریتز، آندونی ایرائولا و...

همین روحیه جنگندگی از این جمله نیز مشخص است. حالا عزم ژابی برای نابودی طلسم نورکوزن جزم است...

تیمی خاص...