حمید درخشان رو همه میشناسید.
این شخص بانی و مبتکر اصلی نامه استعفای 14 بازیکن تیم ملی بود.
این نامه که بنا بود دست مرحوم دهداری و فدراسیون وقت رو تو پوست گردو بگذاره و موجب کنار رفتن دهداری از تیم ملی بشه، در نهایت موجب شد تا به همت مرحوم دهداری نسل جوان و جدیدی وارد تیم ملی و اثر این تغییر نسل رو تا 12 سال بعد و جام جهانی 98 هم شاهد بودیم.
14 بازیکن مستعفی اغلب یا همون موقع از عمل خودشون پشیمون شدند و با عذرخواهی از مردم به تیم ملی برگشتند مثل عربشاهی و فنونی زاده و سجادی و پیوس
یا بعدها متوجه عمل اشتباهشون شدند و ابراز ندامت کردند مثل پنجعلی
در میان اینها تنها بازیکنی که حاضر به پذیرش اشتباهش در تنظیم این نامه و انتشار اون نشد همین حمید درخشانه.
البته توجیهاتی هم داره برای اقدامش که وقتی اونها رو میخونیم و می شنویم متوجه حقانیت مرحوم دهداری میشیم.
درخشان ادعا می کنه علت استعفای اون 14 نفر، ایجاد نظم پادگانی در تیم ملی توسط مرحوم دهداری بود. اینکه حتی در رژیم غذایی بازیکنان هم دخالت می کرد. و اونا رو بابت خوردن بستنی بیش از حد، توبیخ می کرده و ....عوامل نارضایتی بازیکنان بوده!
در مجموع از گفته های درخشان مشخص میشه که او علاقمند به نظم و دیسپلین ورزشی مدنظر مرحوم دهداری نبود.
درخشان همون تفکر اماتوری حاکم بر فوتبالیستهای دهه 60 رو که عامل اصلی ناکامی هاشون حتی در زندگی شخصی بوده رو بیشتر می پسنده.
زندگی عادی و ورزشی درخشان هم اکنده از حاشیه بوده که میشه اونها رو لیست کرد. از نقشش در اشنایی محمدخانی و شهلا مجاهد گرفته تا به کارگیری بازیکنان صغر سنی و محرومیت ورزشی و سواستفاده از بودجه باشگاه های تحت مربیگریش مثل شاهین و پرسپولیس و....
تمام این حاشیه ها هم نشون میده که
اولا، او واقعا علاقه به تفکر حرفه ایی دهداری -که امروزه در اغلب باشگاههای حرفه ایی فوتبال اروپا دنبال میشه- نداشته و بازیکنی بوده بی نظم و پرحاشیه
ثانیا، اصول و دیسپلین اساسا در تفکرات و رفتار حرفه ایی درخشان و امثال درخشان(محمدخانی و....) وجود نداشته که حالا کارشناسان خیالی مورد ادعاش اون رو تایید کنند یا نقد کنند.


