این روزها موضوع پیوستن آلونسو به لیورپول خیلی داغ شده. و لیورپولیهای کاملا احساسی با یاد و خاطرات شیرینی که از ژابی دارن، مدام ساز کیفشون کوک...
بله من هم به عنوان کسیکه خون لیورپول در شریانهام جریان داره، ژابی رو دوست دارم. ولی چند واقعیت پنهان اینجا وجود داره.
اول تغییر سبک بازی لیورپول زیر نظر ژابی هست، وقتی از سبک حرف میزنم؛ علاوه بر تغییر سیستم به سه دفاع مرکزی، منظورم خارج شدن از بازیسازی از دفاع خودی با پاسهای بلند و پناه آوردن به پاسهای متوالی کوتاه هست...
نکته ی دوم اینکه در این سبک بازی نقش وینگرها بسیار کمرنگ میشه؛ عملا وینگبکها جناحین رو میگردونن... برای تیمی مثل ما با این اسکواد که فقط یک مهاجم هدف کلاسیک داریم و صلاح و دیاز و گاکپو و حتی ژوتا عملا وینگر به حساب میان، یعنی حذف چند بازیکن تهاجمی. مگر اینکه بخوایم از وینگرها به عنوان دومهاجم کاذب استفاده کنیم.
نکته ی بعدی اینکه باشگاه ما در طی بیش از بیست سال اخیر هرگز حتی یک فصل کامل رو از سیستم چهاردفاعه خارج نشده. فقط دوره ای از حضور راجرز از این سیستم استفاده میشد که چنجمن به اون ترکیب هم وفادار نبود.
از همهی این موارد بگذریم وقتی داستان ترسناک میشه که به رزومهی ژابی نگاه میکنیم. رزومهای که حتی به دو فصل مربیگری هم نرسیده. حتی با فرض قهرمانی در بوندسلیگا، باید باور کنیم که فشار جزیره چندین برابر آلمان هست و اگر نتیجه نگیره چه سقوطی در انتطاره کریر خودش و باشگاه لیورپول خواهد بود...
من شدیدا در بین گزینههای موجود ترجیحم دیزربی هست



