​​​​​​کوروش بزرگ (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، معروف به کوروش دوم نخستین شاه و بنیان‌گذار امپراطوری هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و… شناخته شده‌ و بسیار در سراسر دنیا مشهور است.

هرودورت
هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کوروش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود. کوروش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می کردند.

دیودوروس سیکولوس

کوروش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارهای خردمندانه حزم و سایر ویژگی ها نیکو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد. پارسیان او را پدر می‌خواندند.

افلاطون

کوروش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر دنیا فرمانروایی می کردند. بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او قرار گرفتند، حقوق مردم آزاد بخشید. این امر سبب شد که همه او را ستایش می کردند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و بخاطر او از هر خطری استقبال می کردند. اگر در بین اتباع او مرد خردمندی بود که رای و نظر او می توانست برای دیگران سودمند باشد، نه تنها کوروش به وی حسد نمی ورزید، بلکه به وی پاداش نیز عطا می کرد. بدین سبب کشور ایران زیر رهبری کوروش از هر لحاظ پیشرفت کرد و مردم آن نیز از آزادی و رفاه بی سابقه ای برخوردار بودند و آن چنان نسبت به یکدیگر محبت می ورزیدند که گویی همه با یکدیگر خویشاوندی دارند.

گِزِنُفون

روزی در اندیشه افتادم که به راز کامیابی فرمانرواها و دولت‌ها و علت‌های فراز و نشیب ملت‌ها و حکومت‌ها و چگونگی رفتار رهبرها و کردار زیردست‌ها و مهربانی و جان‌فشانی کسان نسبت به یکدیگر، پی ببرم؛ و بدین نتیجه رسیدم که برای انسان بسیار آسانتر است که بر جانورها فرمان راند تا بر آدمی‌ها، اما هنگامی که بیاد آوردم که چگونه یک تن، یعنی کوروش پارسی، بود که بسیاری از آدمی‌ها و شهرها و ملت‌ها را فرمانبردار خود کرد، بناچار گمان خود را در دگرگون کردم، و برآنم که حکومت بر انسان‌ها نه کاری ناشدنی است، و نه حتی دشوار، بشرط آنکه بخردانه و با هوشمندی در پی حکومت کردن برآئیم.

آرتور دو گوبینو

شکی نسیت اثری که از کوروش در عالم مانده بهترین و سودمندترین گنجی است که از یک انسان باقی و جاویدان مانده و در افکار و ارواح چندین میلیون انسان در ادوار مختلفه کارگر بوده و خواهد بود . از عهد کوروش تا امروز روزگار به تکرار آمده و گذشته و ملل و دول یکی بعد از دیگری متناوبا موجود و معلوم شده و از بعضی هم اثری نمانده ولی میراثی که از کوروش مانده و تمام ملل باید از آن بهره مند شوند و نسلا و بعد نسل وراث و حائز آن باشند . هنوز درست و پایدار مانده و نام کوروش پیشاپیش بهترین یادگاری های گرانبها خطور می کند . هرجا که تمدن غرب و شرق استوار شود ، نام این پادشاه بزرگ آسیایی از دهان به گوش و از گوش به مغز می رسد.

رومن گیرشمن

از میان پادشاهان عده محدودی هستند که پس از خود شهرت و نام نیک مانند کوروش باقی گذاشته‌اند. کوروش سردار بزرگ و پیشوای مردم بود. بخت نیز با او یاری می‌کرد. وی سخی و نیکخواه بود، و اندیشهٔ آن نداشت که مملکت‌های فتح شده را به اتخاذ روشی واحد ملزم نماید، بلکه این خردمندی را داشت که موسسات هر یک از حکومت‌هایی که به تاج و تخت خود ضمیمه می‌کرد، لایتغیر باقی گذارد. او هر جا که رفت، خدایان مذاهب مختلف را به رسمیت شناخت و تصدیق کرد. همواره خود را جانشین قانونی حکمرانان بومی معرفی می‌نمود. اسکندر نخستین کسی نبود که این سیاست را اتخاذ کرد، بلکه او فقط از سرمشق کوروش تقلید نمود و بدین وسیله مورد تحسین رعایای جدید گردید. نسیمی جدید بر سراسر جهان وزیدن گرفت، شهرها از قربانی‌ها و قتل‌های به ناحق نجات بخشید، حریق شهرهای غارت شده را خاموش نمود و اقوام را از اسارت و بردگی آزاد کرد». «کوروش بیش از هر فرد دیگر متوجه بود که «جهان باستان، شهرهای متمدن و قبایل وحشی، از قوای داخلی که می‌کوشید همه را در یک جامعهٔ انسانی مستهلک سازد، بزحمت اطاعت می‌کنند، ما هرگز نمی‌بینیم که کورش، مانند رومیان، ملت رقیب خود را با خویش متحد کند و نخست با او مانند ملتی همشأن رفتار نماید و سپس در زمان ضعف وی، او را تابع و مطیع کند و بدو ظلم و ستم روا دارد». «ایرانیان کوروش را «پدر» و یونانیان - که وی مملکت‌هایشان را تسخیر کردن بود - او را «سرور» و «قانونگذار» می‌نامیدند و یهودیان این پادشاه را بمنزله «مسیح پروردگار» محسوب می‌داشتند. با آنکه روح جنگجوی وی هرگز - حتی پس از سال‌ها جنگ و پیروزی - سست نشد، همواره نسبت به دشمن مغلوب بلند نظر بود، و بدو دست دوستی دراز می‌کرد.

ریچارد فرای

کوروش نه تنها فاتح و مدبر بزرگی است بلکه او در ذهن مردمان پارس همچون رموس و رمولوس در روم و موسی در نزداسرائیلی‌هااست.

داندامایف

کوروش محبوبترین شاه پارس و بنیانگذار یک امپراطوری جهانی بود. به نظر می‌رسد کوروش به سنت و ادیان سرزمین‌های فتح شده احترام می‌گذاشت. پارسی‌ها او را پدر، روحانیان بابل او را برگزیده مردوک، یهودی‌ها او را مسیح فرستاده شده از جانب یهوه و یونانیان او را فاتحی بزرگ و سیاستمداری باهوش می‌دانستند. گزنفون در کورش‌نامه او را حکمرانی آرمانی و ایده‌آل توصیف می‌کند.

​​​​​​● برای دیدن همه ی پست های من اینجا کلیک کنید.