دیشب از این خیابون رد میشدم  ساعت دو شب دورو برش بیابونه تنهای تنها بودم سگ پر نمیزد دیدم ینفر داره از روبروم میاد که پالتو پوشیده بود سیسش شبی کارتون خوابا بود .

همینجوری داشتیم به هم نزدیک‌میشدیم سرمو که انداختم پایین آوردم بالا  دیدم نبود . برگشتم پشتمو نگا کردم دیدم صد متر عقب ترمه.

مثل سگ دوییدم تا خونه