اینتر و میلان در این هفته هر دو در بازی های لیگ ایتالیا شکست خوردند تا عملاً شانس نزدیک شدن به پله های بالایی جدول را از دست بدهند …
سقوط تدریجی اینتر ومیلان
ولی این بحران خیلی هم عجیب و باورکردنی نیست و این شرایط پایان عصر تیم داری موراتی و برلوسکنی و ناتوانی شروع دوباره این باشگاهها را برملا می کند. میلان و اینتر مقابل جنوا و اودینزه شکست خوردند؛ همین اتفاق در هفته دهم مقابل پارما و پالرمو رخ داده بود.
در لیگ این فصل تنها یک بار رخ داده که هر دو تیم در یک هفته مقابل حریفان خود پیروز شوند و آن هم در هفته دوم بود. میلان با ۲۱ امتیاز در پله هفتم ایستاده و معلوم نیست بدون کمک داور در هفته های گذشته، الان چه شرایطی در جدول رده بندی داشت. اینتر در مکان دوازدهم قرار گرفته و بیشتر به منطقه سقوط نزدیک است.
دلیل این سقوط تدریجی برهیچکس پوشیده نیست. دوران ایده آل گرایی برلوسکنی و موراتی در باشگاههای میلانی به پایان رسیده است. این دو روی هم رفته طی ۲۰ سال اخیر حدد ۳ میلیارد یورو برای تقویت این تیمها هزینه کرده بودند، اما به دلیل بحران اقتصادی و دلایل دیگر، برلوسکنی و موراتی از ادامه این روند خودداری کردند. قوانین بازی جوانمردانه مالی یوفا دیگر به تیمها اجازه ولخرجی های بی حساب و کتاب قبلی را نمی دهد و آنها نمی توانند بیشتر از میزان درآمد خود برای خرید بازیکنان هزینه کنند. درواقع هر قصه ای پایان خودش را دارد و این سرنوشت امروز میلان و اینتر است. اما شاید مشکل اصلی دو باشگاه میلانی این است که برلوسکنی و موراتی هرگز نتوانسته اند به طور کامل این تیمها را رها کنند و هنوز به نحوی در سازمان مدیریتی این باشگاهها حضور دارند.
برلوسکنی هنوز میلان را در دست دارد و هرگز نخواسته آن را به طور کامل از دست بدهد، ولی خستگی مفرط او و بالا رفتن سن عاملی برای مدیریت بد و غلط شده و تیم در بازار نقل وانتقالها هیچ مهره مؤثری در اختیار نمی گیرد و بیشتر به فکر جذب بازیکنان آزاد یا کم قیمت پا به سن گذشته تیمهای دیگر است. روی نیمکت هم شرایط بهتر ازاین نیست. بازیکنان قبلی تیم یکی بعد از دیگری ناگهان به مربی اصلی تیم تبدیل می شوند که سیدورف و اینتزاگی نمونه بارز آنها هستند. درحقیقت اصلی ترین کاری که برای رهایی از این شرایط لازم است در میلان صورت نمی گیرد. این تیم جرأت شروع از صفر با یک تیم کاملاً جدید، بازیکنان جدید و مدیران جدید را ندارد، حتی جرأت اینکه به هواداران خود بگوید که دو سه سالی صبر پیشه کنند تا تیمی با این خصوصیات بتواند ریشه هایش را در فوتبال ایتالیا محکم کند هم در وجود مسؤولان تیم نیست.
شرایط اینتر اگرچه کمی متفاوت ولی از نظر ماهیتی کاملاً مشابه روسونی است. موراتی مجبور به فروش باشگاه شد، ولی انتقال قدرت از او به توهیر به صورت طبیعی صورت نگرفته و هنوز ابهاماتی در آن به چشم می خورد، برای اینکه روح موراتی هنوز دراین تیم زنده بوده و در مواردی با ایده های مسؤولان جدید باشگاه تناقض پیدا کرده و برای این تیم مشکلات داخلی زیادی درست کرد. توهیر به دنیای دیگری تعلق دارد و هنوز درک درستی از فوتبال ایتالیا ندارد.
اصلی ترین اشتباه او تمدید قرارداد ماتزاری در فصل گذشته و اخراج او در ماه نوامبر بود؛ حتی دراختیار گرفتن دوباره مانچینی و فکر اینکه او می تواند روحیه تازه ای به تیم ببخشد هم انتخاب چندان درستی نبوده است. اینتر محدودیت های ساختاری بسیار واضحی دارد و تیمی که بتواند با رقبای قدرتمند خود رقابت کند، نیست. اصلی ترین مشکل این تیم به خط دفاعی مربوط می شود. در بازار نقل وانتقالها هم همان استراتژی و طرزتفکر صرفه جویی میلان در این تیم حاکم است. یک مشکل دیگر در این پاییز غم انگیز تیم های میلانی به چشم می خورد، اینکه امکان خرید بازیکنان گران قیمت و خوب از آنها سلب شده و هیچ تیمی سراغ راهکار مناسب برای حل این مشکل نرفته است. در واقع میلان و اینتر یک مدیرکارآمد در بازار دشوار بین المللی فوتبال ندارند که بتواند گرهی از مشکلات آنها باز کند و این شاید مشکلی است که فقط محدود به تیمهای میلانی نیست و کل فوتبال ایتالیا را دربرگرفته است.
شمیم صالحی-سایت اتزوری
http://azzurri.ir/%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1-%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86/#comment-38164