محسن صفایی فراهانی فعال سیاسی و اقتصادی گفت: قبل از انقلاب معترض بودم  چرا در خوزستان در طرح های بزرگ کشاورزی مثلا مارچوبه می کارند که در سبد غذای ایرانی جای ندارد و صادر می شود و چرا نمی گذارید گندم بکاریم تا گندم وارد  نکنیم!

بعدا فهمیدم ( مصرف آب مارچوبه کمتر از گندم است و قیمت جهانی آن بالا تر از گندم است.) یعنی با آن برنامه دو بار صرفه جویی می کردند: با کاشت مارچوبه، در واحد سطح، کمتر از کاشت گندم اب مصرف می شده و با صدور آن ارزی به دست می آمده که با آن می شده بیشتر از گندم کاشته شده، گندم وارد  کرد.

من در سال های ۵۴-۵۳ در خوزستان کار می کردم. ان موقع سد دز به بهره برداری رسیده بود  و حدود ۳۰۰ هزار هکتار زیر سد با کانال های آبیاری تحت پوشش بودند. یکی  از این کشت هاو صنعت ها ، مارچوبه کاشته بودند یک شب با مهندسان  آنجا صحبت می کردم گفتم: شما خیانت می کنید. مردم ما مارچوبه نیاز ندارند. پاسخ داد:مارچوبه را تنی ۵۰۰۰ دلار صادر می کنم ( ان موقع گندم تنی ۱۵۰ دلار بود.)

او  گفت: یک تن مارچوبه صادر می کنیم و می توانیم بیش از ۳۰ تن گندم وارد کنیم این می شد خود کفایی ، نه اینکه بخواهیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در کشور تولید کنیم.