به ولاسكو اطلاع دادند والیبال ایران یک پاسور نسبتا جوان و توانا به اسم سعید معروف دارد، پاسوری که با وجود تواناییهای فنی فراوان، یک مقدار مغرور است، اما به دلیل پنجههای هنرمندش همه مربیان به دنبال او هستند و به اصطلاح ناز معروف را میکشند.
این گذشت تا اینکه قرار شد تیم ملی والیبال ایران برای انجام سه بازی دوستانه به کشور ایتالیا سفر کند. قبل از سفر به ایتالیا، خولیو ولاسکو به شکلی خصوصی با سعید معروف صحبت کرد و به او گفت:
«پاسور اول من امیر حسینی است و تو نفر ذخیره هستی... این را گفتم تا از حالا بدانی که حسینی نفر اول است، اما به یک شرط تو میتوانی جای او را بگیری و آن هم تلاش و جدیت بیشتر است. اگر این مساله به من ثابت شود، شک نکن تو را به دلیل جوانیات نفر اول خواهم کرد.»
معروف آن روز حرفی نزد و به همراه تیم ملی به ایتالیا رفت. جالب آنکه خولیو ولاسکو از سه بازی دوستانه فقط در یک دیدار به سعید معروف میدان داد و در دو پیکار دیگر از امیر حسینی باتجربه استفاده کرد.
بازیها تمام شد و وقتی تیم به ایران برگشت، سعید معروف با دلخوری نزد خولیو ولاسکو رفت و پس از کمی این دست و آن دست کردن گفت: «آقای ولاسکو من خستهام و اگر اجازه بدهید میخواهم مدتی استراحت کنم و...»
شست ولاسکوی زیرک و باهوش فورا خبردار شد که این همان بازیهای معروف سعید معروف است و اگر همانجا بااین داستان به شکلی قاطعانه برخورد نکند، از فردا در والیبال ایران به مشکل خواهد خورد و بر همین اساس با اتخاذ یک تصمیم منطقی هم به خودش کمک کرد و هم به سعید معروف!
سرمربی آرژانتینی سابق تیم ملی والیبال کشورمان پس از شنیدن حرفهای معروف خیلی خونسرد با او دست داد، اما حدود یک سال این پاسور قابل را دعوت نکرد!
یک سالی که بسیار به سعید معروف سخت گذشت، منتهای مراتب این بازیکن هنرمند و توانا را صاحب انگیزهای فراوان برای درخشش کرد تا کاپیتان تیم ملی به جایگاه امروزیاش برسد و او روزی بهترين پاسور ليگ جهانی واليبال شد .