"من قدیمی بودم

پلی با سی و سه چشمِ گریان وقتی از من می‌گذشتی قصری آتش گرفته که ویرانی‌اش را تماشا کردی و رفتی مقبره پادشاهان که هُرم سینه برده‌ها هنوز درونش زبانه می‌کشد دیواری چین‌خورده دور خودم کناره جاده مفروش پروانه‌های مرده

افسوس حتی نسیم بال پروانه‌ای می‌توانست به حالم بیاورد

من قدیمی بودم تو فردا از من که می‌گذری از حالم چه می‌دانی؟"

 

- شهاب مقربین

'امیدوارم کنجِ دنجِ دلتون خوب باشه'