درود
این پستم ادامه پست قبلیم هست
من ۱۹ سالمه
احساس پیری میکنم
من به کسی حسودی نمیکنم جز کودکان و نوزادان
من بهشون بسیار حسادت میکنم
من نه کودکی کردم نه نوجوانی
کودک بودم چهار تا اسباب بازی نداشتم
تمام عمرم در مدارس اسلامی بر باد رفت
اصلا نوجوانی نکردم ، دارم دیوونه میشم
اصلا چرا من در ایران به دنیا اومدم ، اگه قرار بود در ایران به دنیا بیام چرا تو آینده یا مثلاً سال ۲۰۲۰ به دنیا نیومدم ، کودکان و نوزادان تا بزرگ بشن احتمالا وضع مملکت خوب شده ، چرا کودکی و نوجوانی من بر باد رفته
زندگیم تباه شد رفت
الانم نمی دونم چیکار کنم
نه میشه خونه خرید تا از خانواده اسلامگرا و ارتجاعی ام مستقل بشم ، حتی برای اجاره هم اول باید چند صد میلیون تومان پول داشت ، اصلا نمی دونم باید چیکار کنم ، این چه زندگی هست ، این خود جهنمه
خانواده ام هم عوضی و عقب افتاده هستن ، خونمون همش جنگ و دعوا هست
پدر مادرم مغزشون تعطیل هست
اصلا نمی دونم ، این چه زندگی هست
از نظر من دو حالت بیش تر وجود ندارد
۱ خدا وجود ندارد ۲ خدا وجود داره ولی کوچک ترین دخالتی در این دنیای مادی نداره
داغونم ، لذت تحصیل ، مدرسه خوب رفتن ، جوانی کردن همه اینا بر باد رفت


