درود
من کلاس نهم بودم والدینم منو به زور وارد رشته ای کردن که بهش علاقه نداشتم ، به خاطر همین درس نخوندم ، سال تحصیلی ۱۴۰۰_۱۴۰۱ دوازدهم بودم ، فقط برای امتحان نهایی برای هر درس سه چهار ساعت خوندم ، بعد پدر و مادرم منو به زور پشت کنکور نگه داشتن ، چون من رتبم حدود ۱۶ هزار منطقه شده بود ، اصلا نمی دونستم چیکار کنم ، سال گذشته که ۱۸ ساله بودم هیچ هدفی نداشتم و به خاطر افسردگی سنگین دی پارسال به تعداد زیادی قرص هم مصرف کردم ، کلا هیچی نخوندم ، بعد امسال منو فرستادن حسابداری دانشگاه آزاد ولی امسال تصمیم گرفتم از دانشگاه بیام بیرون ، الان دارم برای کنکور رشته ریاضی میخونم ، خرداد میخوام سابقه ایجاد کنم ولی این مسئله منو آزار میده ، من دوست داشتم یک یا دو سال جهشی بخونم ولی حالا نه تنها جهشی نخوندم که تازه وضعم هم اینه و اینا تقصیر من نبود ، دو سال از عمرم اونم دوره جوانی علکی تباه شد و همش تقصیر پدر مادرم هست ، ازشون متنفرم ، در آینده بعد از اینکه کامل مستقل شدم برای همیشه باهاشون قطع رابطه میکنم و نام و نام خانوادگی امرو هم تغییر میدم ، حتی الان هم برام حاضر نبودن کتاب برام بخرن ، خودم بورسیه قلم چی شدم و با هزار جور مشقت کتاب هام رو تهیه کردم


