در دو قسمت قبل این مجموعه، به بهانه‌ی رقابت نزدیک لیورپول و من سیتی و آرسنال در لیگ برتری برگهایی از این تاریخ هیجان انگیز را مرور کردیم. ابتدا خاطرات و داستان‌های اميرحسين صدر از فصل یگانه‌ی 1971/72 فوتبال انگلستان، سپس سفری اسرار آمیز به دنیای ناشناخته‌ها در لیگ یونان و دانمارک و....

و امروز، در قسمت سوم، داستان کورسی پرشتاب در سرزمین مرسدس بنز، بی ام، آئودی، پورش. داستان سه فصل پیاپی که قهرمان بوندسلیگا در کورسی جذاب به روز پایانی کشیده شد...

آن خاطرات

توپ چهل تکه در میان نوارهای آتشين دوار زرد و قرمز. پس زمینه سیاه رنگ و نوشته‌ی سفید رنگ:

Die bundles liga

با وجود انتظار دائمی تماشای لوگوی خاطره‌انگیز بوندسلیگا روی آستین پسران تیم ملی، تیزچنگی دایی، فرارهای مهدوی کیا، پرواز هاشمیان و یک کات تر و تمیز از فریدون زندی، بوندسلیگا در سال‌های پایان قرن بیستم و ورود به قرن جدید خاطرات بی بدیل دیگری را نیز برای ما رقم زد. خاطرات بعد از ظهرهای آفتابی سرزمین ژرمنها و تصویر در تصویرهای شبکه‌ی پخش کننده‌ی بازیها و رقابت داغ قهرمانی تا آخرین روز. فصل 1999-00، 2000-01، 2001-02. خب بله، آن روزها قهرمانی بایرن مونیخ از ماه مارس تثبیت شده نبود. 

بوندسلیگای آتشین و شهریار آتشین 

1999-2000؛ برای آنها آسپرین بیاورید

پس از شکست دردناک در فینال نوکمپ، تغییرات مهمی در بایرن مونیخ رخ می‌دهد. روکه سانتاکروز و پائولو سرجیو، برای تقویت خط حمله وارد باشگاه می‌شوند. علی دایی، مونیخ را به مقصد برلین ترک می‌کند و مهم تر از همه، لوتار ماتئوس اسطوره و مرد بزرگ فوتبال آلمان پس از دو دهه درخشان بازی برای بایرن و گلادباخ راهی ایالات متحده آمریکا می‌شود. 

با این حال، بدنه‌ی اصلی تیم ملی آلمان دیگر متعلق به مونیخی ها نیست.  در هرتابرلین، سباستین دایسلر طلایه دار فوتبال مدرن در آلمان است و در بایر لورکوزن، در میان انبوهی از بازیکنان ملی پوش پدیده‌ی جوانی و با استعدادی به نام میشائیل بالاک رونمایی می‌شود. 

کريستف دام، مربی زیرک و باهوش لورکوزن در نخستین بازی خانگی خود در فصل 1999-00 و در هفته‌ی دوم بازیها، یک شاخ و شانه‌ی حسابی برای غول باواریایی می‌کشند. برد 2-0 با گلهای الیور نویویل و الف کرستن بیانیه‌ی لورکوزن برای یک رقابت تمام عیار با بایرن مونیخ است.

موتور بایرن اما از هفته‌ی هفتم بازیها گرم و گرم‌تر می‌شود. 5  برد پیاپی، 18 گل زده و تصاحب صدر جدول. در نیم فصل دوم بایرن با درخشش کاپیتان افنبرگ 4-1 لورکوزن را شکست می دهد و مسیر قهرمانی را هموار می‌سازد اما.... پس از یک دوره نتایج ضعیف در ماه مارس، صدرنشین لیگ در هفته‌ی بیست و هفتم تغییر می‌کند. 

بایر لورکوزن، با باخت برابر بایرن، تا بازی ماقبل پایانی شکست ناپذیر باقی میماند. صدرنشین بوندسلیگا، با درخشش میشائیل بالاک.

محاسبات روز پایانی آنقدرها هم دشوار به نظر نمیرسد: لورکوزن با 73 امتیاز و سه امتیاز بیشتر از بایرن، در صورت کسب یک تساوی برابر اونترهاخینگ دهم جدولی، بی نیاز از دنبال کردن نتیجه‌ی بازی همزمان بایرن مونیخ و وردربرمن قهرمان بوندسلیگا خواهد شد. 

در سوی دیگر، بایرنی ها علیرغم تفاضل گل بهتر، امیدوارند اونترهاخینگ، تیم همسایه‌ی آنها در ایالت باواریا بتواند ماموریت غیر ممکن را انجام دهد. اگر چه همه چیز اینقدرها هم مطمئن نیست:

وقتی صبح روز بازی از خواب برخاستم، آنقدرها هم مطمئن نبودم. ما به بچه های هاخینگ قول سوسیس و آبجو داده بودیم، اما راستش خودم هم به برد آنها برابر لورکوزن اعتقاد  نداشتم"

آلمانیهای سرد! 

اولی هونس احتمالا به سوسیسهای کارخانه خود اشاره می‌کند اما به جز اینها، بازیکنان اونترهاخینگ انگیزه‌های دیگری برای پیروزی دارند. مارکوس اوبرلایتنر مهاجم اونترهاخینگ می‌گوید :

اگر این بازی در هفته‌ی آخر برگزار نمی‌شد، احتمالا ما هیچ شانسی نداشتیم. اما در آن برهه، در حالیکه هیچکس فکر نمی‌کرد بتوانیم پس از صعود به بوندسلیگا دوام بیاوریم، از سقوط فرار کرده بودیم و فرصت داشتیم خود را در روزی که تمام چشمها به ما دوخته شده بود، نشان دهیم

بایرن، خیلی زود برابر وردربرمن ماموریت خود را انجام می‌دهد. دو گل  یانکر و گل پائولو سرجیو پیش از دقیقه 20 پیروزی بایرن را قطعی می‌کند، آنها با تفاضل گل بیشتر و یک امتیاز کمتر، در انتظار ماموریت اونترهاخینگ هستند. رادیوها روشن... 

کارستن یانکر راجع به شروع طوفانی مونیخی ها میگوید:

در حقیقت همه چیز از یک سال پیش آغاز شده بود. شکست برابر من یونایتد دردناک بود و ما تشنه‌ی یک افتخار بودیم. با آنهمه بازیکن تراز اول، طبیعی بود که تیم روحیه جنگجویی معرکه ای داشته باشد: اولی کان درون دروازه، لینکه، افه، پائولو (سرجیو) ، بیزنته (لیزارازو) ، برازو (حمیدزیچ) شول، زیکلر، بابل در آخرین بازی، جری (یرمیس) که آن روز مصدوم بود، کوفور که نتوانست بازی کند. با وجود غایبان، ما اهمیت آن بازی را درک کرده بودیم. باید برنده می‌شدیم

در بازی همزمان اما همه چیز طبق روال پیش نمی‌رود. پس از بیست دقیقه بازی فرسایشی، مردان اونترهاخینگ در می‌یابند لورکوزن، آن تیم قبراق تمام طول نیم فصل نیست. امرسون و زیروبرتو، دو هافبک ملی‌پوش برزیلی، در فرم عالی خود نیستند. و مرد طلایی تیم میشائیل بالاک.... 

در دقیقه‌ی 20 آنچه نباید، رخ می‌دهد. ریموند کلموند، رئیس وقت باشگاه لورکوزن می‌گوید :

بهترین بازیکن فصل، گل به خودی زد... میشائیل بالاک در دقیقه‌ی 20 دروازه‌ی خودمان را گشود. و طرفداران اونترهاخینگ، دیوانه وار مشغول شادی شدند. از بلندگوهای ورزشگاه آهنگ Anton aus Tyrol' از دی جی اوتزی پخش می‌شد... هنوز هم آن آهنگ برای من شبیه یک کابوس است

وقتی قهرمان دروازه‌ی خودی را نشانه می‌رود 

زمزمه آرام طرفداران بایرن، آرام آرام به غرشی بلند تبدیل می‌شوند. آنهایی که رادیو دارند خبر گل اول اونترهاخینگ را می‌دهند و بایرن برای اولین بار پس از چندین هفته به صدر جدول می‌آید. 

در نیمه دوم، اوبرلایتنر روی یک ضدحمله گل دوم هاخینگ را می‌زند، و اینبار اسکوربرد المپیک اشتادیون مونیخ نیز آن گل را نمایش می‌دهد. صدای طرفداران مونیخی به ورزشگاه اونترهاخینگ می‌رسد. قهرمان لیگ در هفته‌ی آخر به شکلی عجیب تغییر کرده. بایرن مونیخ...

ناامیدانه در فرودگاه مونیخ در انتظار بازگشت به لورکوزن بودیم که تلفنم زنگ خورد. اولی هونس، در حالیکه نمی‌توانست شادی اش را پنهان کند، به من گفت که برای لورکوزن متاسف است. این کلاس کاری مردی چون اوست...

کالموند، ناامیدانه به همراه دام و بازیکنان لورکوزن به خانه باز می‌گردد. و مونیخی ها، در حالی جشن قهرمانی می‌گیرند که یکی از بنرهای اصلی" "متشکریم اونترهاخینگ" است.

متشکریم اونترهاخینگ! 

2000-2001؛ ضربه‌ی آزاد غیرمستقیم

کمتر از سه ماه پس از آن رقابت، فصل جدید بوندسلیگا با ورود رقیبی تازه به جمع مدعیان همراه است. تیمی که فصل قبل، با رکوردشکنی درنقل و انتقالات، امیل امپنزای بلژیکی را به خدمت گرفته و روی زوج قدرتمند او با ابه ساند دانمارکی در خط حمله حساب ویژه‌ای باز کرده و تیمی که به مربی خود هوب استیونز هلندی اسب خود را برای قهرمانی زین کرده. آبی‌های سلطنتی، شالکه 04.

در ماه نوامبر و در هفته‌ی  دوازدهم، شالکه در گلزن کرشن به مصاف بایرن می‌رود. یک بازی کلاسیک. نبردی جانانه و سرتاسر هیجان. برتری 1-0 بایرن با گل جووانی آلبر در نیمه اول، در آغاز نیمه دوم توسط اندی مولر از بین می‌رود. یک دقیقه بعد پائولو سرجیو، زوج هموطن البر بازهم بایرن را پیش می‌اندازد و ده دقیقه بعد، شالکه در طوفانی سهمگین با گلهای مهاجمان خود اساموا و ابه ساند کار بایرن را تمام می‌کند. برد 3-2. صدرنشینی و رقابتی داغ

ابه ساند آخرین سنگر مونیخ را فرو می‌ریزد 

ساند، در بازی برگشت نیز نسخه‌ی باواریایی‌ها را می‌پیچد. یک هتتریک تاریخی در مونیخ شالکه را در فقط 5 بازی مانده تا  پایان فصل به صدر جدول بازمی‌گرداند. بازیهای پایانی نفس‌گیر و نزدیک دنبال می‌شود. بردها. گلها و... 

یک لغزش دیرهنگام از آبی‌ها در یک بازی مانده تا پایان. با شکست شالکه برابر اشتوتگارت، جدول به سود بایرن می‌چرخد. بایرن مونیخ 61 و شالکه 59 امتیازی. با این حال امیدها در روز پایانی برای شالکه زنده است. بایرن باید با هامبورگ تیم سرگی باربارز، آقای گل فصل بوندسلیگا مصاف دهد و شالکه حریف تیمی آشنا لااقل برای دنبال کنندگان رقابت قهرمانی ست، بله اونترهاخینگ!!!

پس از فقط سی دقیقه، جادوی تیم کوچک همسایه بار دیگر به یاری مونیخی ها می‌آید. اونترهاخینگ بازهم پیش میفتد 2-0.

هوب استیونز هلندی اما گرگ کار کشته ایست. مردان شالکه، در خانه با عزمی جزم برای فرار از کابوس فصل قبل لورکوزن پیش می‌تازند. اساموآ پیش از پایان نیمه اول بازی را 2-2 می‌کند.

در نیمه‌ی دوم هاخینگ دست بردار نیست و گل سوم را می‌زند اما طوفان یورگ بومه بازیکنی که در آن زمان از پیشقراوالان نسل جدید فوتبال آلمان است با دو گل پیاپی و سپس تیر خلاص ابه ساند در دقیقه‌ی 89، بازی در گلزن کرشن 5-3 تمام می‌شود. و اتفاقات بندر شمال آلمان پس از دقیقه‌ی 90 آغاز....

به نظر می‌رسد گل سرگی باربارز مهاجم صرب هامبورگ در 90 گیلاس روی کیک جشن قهرمانی شالکه است... امتیاز برابر 62 برای هر دو تیم و قهرمانی شالکه در فصل....

ناگهان اتفاقی باورنکردنی در آ او ال آره نا همه را شوکه می‌کند. یک پاس به عقب از مدافع هامبورگ به  و اشتباه بوت در مهار توپ با دست. ضربه‌ی آزاد غیر مستقیم در محوطه‌ی جریمه‌ی هامبورگیها نفس طرفداران فوتبال در سرتاسر آلمان را در سینه حبس می‌کند... در میان ستارگان آلمانی پاتریک اندرسون سوئدی مامور نواختن آن ضربه است.

بگذارید به کمی عقب تر از آن ضربه بازگردیم. وقتی هامبورگ گل زد، می‌دانستیم هنوز 4 یا 5 دقیقه باقیست. اولی کان با عجله توپ را از دروازه بیرون آورد. این یک نشانه برای ما بود...."

اندرسون خاطرات آن روز را با جزئیات به یاد می‌آورد:

اینکه من پشت آن ضربه بایستم، تصمیم کاپیتان افنبرگ بود. در بایرن خود افه، شول، و تانات متخصص این کار بودند اما در آن لحظه این وظیفه به من سپرده شد. افنبرگ گفت در طول بازی چند شوت خارج از قاب داشته و نمی‌خواهد این یکی را بزند.

و سپس لحظه‌ی موعود فرا می‌رسد.

تمام هامبورگیها روی خط دروازه بودند. می‌دانستم باید تمرکز کنم. آن ضربه باید به شکل غیرمستقیم زده میشد. وقتی افه توپ را لمس کرد، متوجه روزنه‌ای به اندازه‌ی یک توپ در بین مدافعان شدم. همانی که دنبالش بودم. و خوشبختانه توپ همان مسیری را که برایش انتخاب کرده بودم پیمود.

خاطرات آن روز پایانی

هنوز تکنولوژی به قدری پیشرفت نکرده که طرفداران گلزن کرشن از وقایع مونیخ با چشمک یک علامت روی گوشی هوشمند خبردار شوند. عده‌ای در غرب آلمان مشغول جشن گرفتن قهرمانی شالکه 04 هستند... و این در حالیست که اولی کان، دیوانه وار با از جای کندن پرچم کرنر استادیوم هامبورگ جشن واقعی قهرمانی را آغاز کرده... دردناک بود. و بی‌رحمانه..

2001-02؛ نفرینی به نام Neverkusen

بله، برای سومین فصل پیاپی بوندسلیگا شاهد کورس قهرمانی تا آخرین بازیست. تا آخرین دقیقه. کمی برای کا در این دوران با تماشای 11 قهرمانی بایرن عجیب است. 

و اینبار با سه اسب تیزپا، دورتموندی ها به جمع رقبا بازگشته‌اند، بایرن میزبان همیشگی این میهمانی ست و البته  بایر لورکوزن با شمایل یک قدرت بزرگ اروپایی پای به رقابت قهرمانی گذاشته. لورکوزن با کلاوس تاپ مولر، با بلوغ ستارگانی چون بالاک، اشنایدر، راملوف، هانس یورگ بوت و نووتنی بدنه‌ی اصلی تیم ملی آلمان در تیم رودی فولر که خود از مردان لورکوزن بوده و تکیه بر ستارگان خارجی خود، لوسیو، زیروبرتو، برباتوف و باشتورک نه فقط در بوندسلیگا که مدعی فتح سه گانه در آن فصل فوتبال آلمان است.

در هفته‌ی سی و یکم، لورکوزن اختلاف خود را با دورتموند به 5 و با بایرن به 7 امتیاز می‌رساند. در حالیکه فقط سه بازی تا پایان فصل باقی مانده. همچنین آنها در لیگ قهرمانان اروپا با خلق حماسه‌ای تاریخی و شکست منچستریونایتد الکس فرگوسن پای به فینال می‌گذارند و در جام حذفی نیز باید فینالی دیگر را برابر شالکه برگزار کنند. پنج بازی تا فتح سه گانه...

بازیهای حیاتی لورکوزن، از تقابل با برمن در هفته‌ی 32 آغاز میشد. جدالی نزدیک که نقطه‌ی اوج آن یک پنالتی برای لورکوزن است. و مامور نواختن آن، دروازه بان هانس یورگ بوت که از 23 پنالتی قبلی خود، 21 ی را به گل تبدیل کرده. با این حال  آن پنالتی برای بوت طلسم شده است. ضربه‌ای آرام و بی رمق که بهترین موقعیت بازی را برای لورکوزن هدر می‌دهد و دقایقی بعد آیلتون برزیلی گل برتری برمن را می‌زند. این در حالیست که دورتموند در یک بازی سخت با گل دقیقه‌ی 89 کلن را شکست داده و اختلاف 5 امتیازی را به 2 امتیاز کاهش می‌دهد.

Caption

در هفته‌ی ماقبل پایانی، لورکوزن به شکلی عجیب برابر تیمی دیگر از باواریا یعنی نورنبرگ می‌بازد، دورتموند در بازی تاریخی هامبورگ را 4-3 می‌برد و ناگهان با جبران 5 امتیاز در دو هفته، صدرنشین جدول می‌شود. در روز پایانی برگ برنده در دست دورتموندی هاست، و بایر لورکوزن با چشم به دو فینال آتی در برلین و گلاسکو برای فتح اولین جام فصل به مصاف

در بازی آخر، لورکوزن با گلهای بالاک برابر هرتا پیش میفتد و دورتموند نیمه‌ی اول را به برمن می‌بازد. به نظر می‌آید یکبار هم که شده قرار است گردونه شانس به نفع لورکوزن یها بچرخد اما در نیمه‌ی دوم، کاخ امال آنها توسط یان کولر بلند بالا و سپس اورتون، مهاجم برزیلی دورتموند فرو می‌ریزد. جشنی دیوانه وار در وستفالن با حضور ماتیاس سامر، مربی دورتموند و شاگردانش و اعطای لقب رنج اور بایر نورکوزن پس از ناکامی دیگر در فتح بوندسلیگا.... آنها در هفته‌های بعد دو فینال دیگر خود را به شالکه و رئال مادرید می‌بازند تا در آن فصل هیچ جامی را به دست نیاورده باشند.

Caption

 

پس از دو دهه، بار دیگر رقابت، به بوندسلیگا بازگشته. تاج و تخت بایرن به چالش کشیده و پس از خیز نصفه و نیمه‌ی ادن ترزیچ و دورتموند در فصل قبل، حالا بار دیگر این بایر لورکوزن است که آن بالا تکیه زده. 10 امتیاز بیشتر، بازگشتی شگفت انگیز در رقابت‌های اروپایی برابر قره باغ، نیمه نهایی دی اف بی پوکال، ژابی الونسو و پسران لبریز از انگیزه....

نه اینبار دیگر نه... 

در قسمت بعد، به سراغ رقابتی آشنا خواهیم رفت. به سراغ جنگها و کری‌های داغ. نبرد دائمی پايتخت نشینان و جدایی طلبان. سفر به دنیای رقابت همیشگی الکلاسیکوها. نزدیک ترین رقابتهای قهرمانی در اسپانیا