در هر قرن میلادی، چه کشورهایی قدرت اول جهان بوده‌اند؟ یک ابرقدرت، باید بهترین ارتش و اقتصاد را داشته باشد؛ در زمینه علم و دانش نسبت به بسیاری از رقبای خود بهتر باشد، کمترین وابستگی را به دیگران داشته باشد و... با گذشت چندین قرن، امپراتوری ها و دولت های بسیار زیادی بوجود آمدند و فقط چند امپراتوری یا دولت توانستند قدرت اول زمان خود باشند و نام خود را در تاریخ ماندگار کنند.

با تشکر از دوست خوبم عرفان که برای آماده کردن این پست خیلی کمک کرد 

قرن های ۱ و ۲: امپراتوری روم

پایتختزبان
رم، کنستانتینوپولیونانی، لاتین

این امپراتوری بزرگ و تاثیرگذار در تاریخ، بر پهنه‌ وسیعی از اطراف دریای مدیترانه یعنی بخشی از اروپا، شمال آفریقا و غرب آسیا را مال خود کرده بود. همچنین در زمان خود این امپراتوری با دو پادشاهی اشکانیان و ساسانیان رقابت می کرد. این حکومت ۲۷ سال قبل از میلاد بوجود آمد و در ۳۹۵ سال بعد از میلاد از بین رفت. رومی ها در سازمان‌دهی، اداره امور حکومت و وضع قوانین مهارت داشتند. آنها می توانستند لشکریان خود را با نظم به صورت طویل حفظ کنند و با صدور فرمان آنها را به سمت دشمن حرکت می دادند. شهرها و دولت شهرها در بسیاری از امور داخلی خود مستقل و خودمختار بودند. آنها با ساخت پل و جاده همه‌ی اروپا را به یکدیگر متصل می کردند و با فتح مکان های جدید تکنولوژی ها، فرهنگ و هنر خود را گسترش می دادند. رومی ها دارای سیستم آبرسانی، فاضلاب شهری و کاخ های باشکوه بسیاری داشتند. درنهایت این امپراتوری به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد. روم غربی نتوانست زیاد قدرتمند باشد؛ اما روم شرقی به توانست دوام داشته باشد و از روم به یادگار بماند.

 

قرن‌های ۶، ۵، ۴ و ۳: شاهنشاهی ساسانیان
پایتختزبان
اصطخر، تیسفونفارسی میانه (زبان رسمی)، زبان آرامی (زبان میانجی)، پارتی، یونانی

این پادشاهی به مدت ۴۲۷ سال حکومت کرد و آخرین پادشاهی پیش از حمله اعراب به ایران بود. این حکومت بر پهنه بزرگی از آسیای غربی حکومت کرد و در کنار حکومت روم شرقی دو ابرقدرت جهان بود؛ البته در این دوره ساسانیان پیشرفت های زیادی در بسیاری از زمینه ها کردند و همین علت باعث شد تا امپراتوری ساسانی به قدرت اول جهان تبدیل شود. تمدن ایرانی در این دوره بسیار پیشرفت کرد و همچنین ایران تأثیر فراوانی بر فرهنگ روم گذاشت. این حکومت حتی بر چین، هند، آفریقا و اروپای غربی هم تاثیرات زیادی گذاشت. ارتش ساسانی در زمان خود بسیار قدرتمند و مجهز بود که از سلاح هایی مانند: شمشیر، نیزه، تیر و کمان، فیل، اسب، شتر و... اشاره کرد. شاه گارد جاویدان و مخصوص داشت که از او محافظت می کردند و نیروی دریایی ارتش هم بر خلیج فارس و دریای عمان نظارت می کرد. این حکومت را اردشیر بابکان با شکست دادن اردوان چهارم و نابود کردن اشکانیان بوجود آورد. شاپور اول‌، فرزند اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان نیز در همان ابتدای حکومت خود، درگیری‌های جدیدی را با امپراتوری روم آغاز کرد و توانست بر والریانوس، پادشاه رومی غلبه کند و وی را به بردگی بگیرد. پس از خسرو پرویز این حکومت دیگر قدرت سابق را نداشت و در نهایت با حمله اعراب به ایران و مرگ یزدگرد سوم این پادشاهی از بین رفت.

قرن‌های ۸ و ۷: اعراب مسلمان
پایتختزبان
(خلافت راشدین) مدینه، کوفه پایتخت(خلافت اموی) دمشق، حران پایتخت(خلافت عباسی) کوفه، بغداد، رقه، سامراعربی، زبان ترکی، آرامی، ارمنی، آمازیغی، گرجی، یونانی، ترکمنی ، قبطی، عبری باستانی، زبان کردی، زبان پارسی میانه

خلافت یا پادشاهی اعراب مسلمان به سه دوره تقسیم می شود خلافت راشدین، خلافت اموی، خلافت عباسی ظهور دین اسلام تاثیر بسیار زیادی بر عربستان و منطقه گذاشت. پس از مرگ محمد پیامبر مسلمانان، ابوبکر دستور حمله به کشورهای همسایه خصوصا ایران را صادر کرد؛ اما کار او نیمه تمام ماند تا نوبت به عمر برسد. اعراب در قرن ۷ توانستند ایران، بخشی از روم شرقی و مصر را مال خود کنند تا جهان با یک قدرت جدید رو به رو شود. در زمان حکومت امویان، اعراب شمال آفریقا، اسپانیا و بخش های از ترکستان را به حکومت خود افزودند. در قرن نهم اما با روی کار آمدن خلافت عباسی این حکومت، بخش هایی از سرزمین های خود را از دست داد؛ اما در زمینه های علمی و فرهنگی پیشرفت های بسیار زیادی در این دوره شکل گرفت. در نهایت در قرن ۱۳، آخرین خلیفه توسط هلاکوخان کشته شد و این پادشاهی بزرگ از بین رفت.

قرن ۹: پادشاهی فرانک
پایتختزبان
تورنه، پاریس ، آخنفرانکی باستان، لاتین

پادشاهی فرانک قلمرویی تحت سلطه فرانک ها بود که کنفدراسیونی از قبایل ژرمن در دوران قرون وسطی به شمار می رفت. آنها بر آلمان، اتریش، اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و چند منطقه دیگر حکومت کردند. اشراف نفوذ بسیار زیادی در حکومت داشتند و حکومت وابسته به اشراف محلی بود. این پادشاهی وابسته به مالیات نبود؛ همچنین نیروهای نظامی پادشاهی را اشراف محلی تامین می کردند و با توجه به این شرایط، پادشاه باید رضایت اشراف را بدست می آورد. البته پادشاه قدرت بسیار زیادی داشت و می توانست در بسیاری از امور نظامی و سیاسی حتی فراتر از مرکز نیز دخالت می کرد. این پادشاهی پس از امپراتوری روم غربی بوجود آمد و در نهایت طی پیمان پیمان وردون این پادشاهی به سه قسمت تقسیم شد.

قرن ۱۰: پادشاهی بیزانس
پایتختزبان
قسطنطنیهلاتین متاخر، یونانی کوینه ، یونانی بیزانسی

پادشاهی بیزانس یا روم شرقی که به جا مانده از امپراتوری روم بود و توانست به یکی از طولانی ترین پادشاهی های جهان تبدیل شود. این پادشاهی بیش از هزار سال دوام داشت و در زمان خود جز قدرت های اقتصادی و نظامی جهان به شمار می رفت و در دوره خود با مشکلات بسیار زیادی مواجه شد؛ اما توانست دوام بیاورد و جز قدرت های جهان باشد. در قرن دهم میلادی امپراتوری بیزانس از نظر فرهنگی، اقتصادی و نظامی پیشرفت بسیاری داشته که خیلی از پیشرفت در دوران باسیل دوم، یکی از تأثیرگذارترین و مهم‌ترین پادشاهان امپراتوری بیزانس بود. درنهایت این حکومت طی یک جنگ داخلی شکست خورد و سقوط کرد و حکومت عثمانی جایگزین آن شد.

قرن ۱۱: شاهنشاهی سلجوقیان
پایتختزبان
نیشابور، ری، اصفهان، مرو، همدانپارسی، عربی، ترکی سلجوقی

جهان با یک ابر قدرت جدید رو به رو شد! سلجوقیان از دریاچه آرال به خراسان حمله کردند و بعد از آن وارد بخش مرکزی ایران شدند و طی نبرد ملازگرد آناتولی را هم به حکومت خود افزودند. سلجوقیان باعث اتحاد دوباره جهان اسلام شدند و همچنین در جنگ های صلیبی اول و دوم نقش بسیار مهم و تأثیرگذاری داشتند. فرهنگ و هنر در دوره سلجوقی بسیار پیشرفت کرد و ارتش سلجوقی جز قدرتمندترین ارتش های آن زمان بود و پیروزی در برابر امپراتوری روم شرقی باعث شد تا آنها به قدرت اول جهان تبدیل شوند. پس از مرگ ملکشاه بین فرزندان و جانشینان او اختلاف بوجود آمد و باعث شد تا این حکومت ضعیف بشود و در نهایت یکی از فرمانروایان منطقه خوارزم، این حکومت را از بین برد.

قرن ۱۲: پادشاهی مقدس روم
پایتختزبان
رم، وین، پراگ، رگنسبورگ، وتسلارلاتین

این امپراتوری از زمان بوجود آمدن خود در زمان قرون وسطی تا نابودی خود یعنی در جریان جنگ های ناپلئونی بر اروپای غربی و مرکزی حکمرانی کرد. این امپراتوری از قلمروهای مختلف پادشاهی و شاهزاده نشین بوجود آمده بود. این امپراتوری از پادشاهی آلمان و چندین پادشاهی کوچک و بزرگ دیگر نظیر پادشاهی بوهم، پادشاهی ایتالیا، پادشاهی بورگوندی تشکیل شده بود. این پادشاهی را اتوی یکم بوجود آورد و پس از شکست این امپراتوری طی جنگ های ناپلئونی، فرانتس دوم در پیامد تاسیس کنفدراسیون راین توسط ناپلئون، امپراتوری مقدس روم را منحل کرد و خود پادشاه اتریش شد. ‌

قرن ۱۳: امپراطوری مغولان
پایتختزبان
آوارگا، قره‌قروم، خان بالقمغولی میانه، زبان‌های ترکی، چینی، پارسی

‌‌ اقوام مغول توسط چنگیزخان با یکدیگر متحد شدند تا یکی از بزرگترین امپراتوری های تاریخ را بوجود بیاورند. آنها در هنگام حکومت چنگیزخان توانستند چین، آسیای مرکزی و ایران را مال خود کنند. پس از مرگ چنگیز جانشینان او به نبرد با دشمنان پرداختند و توانستند شاهزادگان روسی و خلیفه عباسی را شکست بدهند و پس از مدتی با فتح مجارستان نیمه شرقی اروپا را هم به قلمرو عظیم خود اضافه کردند. از تاثیرات این امپراتوری می توان به این اشاره کرد که برای اولین بار سرزمین های بین دریای ژاپن تا لهستان زیر نظر یک حکومت قرار گرفتند که موجب چندین برابر شدن تبادلات علمی و فرهنگی و تجاری از چین تا اروپا شد و تاثیر زیادی در پیشرفت های بعدی اروپا داشت. این امپراتوری در نهایت به چهار قسمت تقسیم شد.

قرن ۱۴ امپراتوری تیموریان
پایتختزبان
سمرقند، هراتفارسی، جغتایی، عربی

در سده‌ چهاردهم میلادی، ایرانِ اسلامی فروپاشیده بار دیگر نیز دچار هجوم اقوام شرق آسیا شد. این حملات با فرمانروایی تیمور گورکانی، پادشاهی که ادعا می‌کرد از نوادگان چنگیزخان بزرگ است، رخ داد. پس هجوم تیمور، وی امپراتوری تیموریان را تاسیس کرد و توانست در سرزمین‌های آناتولی و شرق آسیا پیروزی‌های بسیاری را به دست آورد. به طور کلی، حکومت تیموریان در سده‌ چهاردهم میلادی، تحول بزرگ فرهنگی و اقتصادی را در دل خود جای داد و خوشنویسی، کتاب‌آرایی، تذهیب و نقاشی در این دوران به اوج خود رسید.

قرن ۱۵: امپراتوری اسپانیا
پایتختزبان
تولدو، مادرید، بایادولید، مادریداسپانیایی، پرتغالی، هلندی، فرانسوی، آلمانی، سیسیلی، کچوا، میکستکو، مایا، گوارانی، عربی

امپراتوری اسپانیا را شاید بتوان نخستین امپراتوری سطح جهانی دانست. امپراتوری اسپانیا یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های سده پانزدهم میلادی بوده است که توانسته بود آمریکای مرکزی، بخش وسیعی از آمریکای جنوبی و بخش‌های کوچکی از آسیا و آفریقا را تصرف کند. نیروی دریایی این امپراتوری نیز در سده پانزدهم میلادی، زبان‌زده بسیاری از مورخان و تاریخ‌نگاران است.

قرن‌های ۱۷ و ۱۶: امپراتوری عثمانی
پایتختزبان
سوگوت، نیقیه، بورسا، آدریانوپول، قسطنطنیهترکی عثمانی، عربی، فارسی، یونانی، جغتایی، فرانسوی

سلجوقیان حکومت قدرتمند ترک‌تبار، از جمله ابرقدرت‌های زمان خودش بوده است‌. در سده‌های شانزدهم و هفدهم میلادی نیز این ترک‌های آناتولی بودند که خودنمایی کردند. سلطان سلیم قانونی، پادشاه مقتدر و مدبر عثمانی‌ها در سده‌ شانزدهم میلادی، پیروزی‌های بسیاری به دست آورد و حکومت عثمانی‌ها را گسترش داد. به همت وی، بخش‌هایی از جنوب شرقی و مرکز اروپا، غرب آسیا، رشته‌کوه‌های قفقاز و بخش شمال شرقی آفریقا، تحت حکومت عثمانی‌ها قرار گرفت. همچنین سلطان سلیم، توانست دولت نوظهور صفوی را در جنگ چالدران شکست بدهد و قسمت‌هایی از آذربایجانِ ایران را فتح کند. پس از سلطان سلیم نیز یکپارچگی و انسجام داخلی حکومت حفظ شد به طور کلی که می‌توان امپراتوری عثمانی را ابرقدرت زمانه خود قلمداد کرد.

قرن ۱۸: امپراتوری روسیه
پایتختزبان
سنت پترزبورگ، مسکوروسی، لهستانی، آلمانی، فنلاندی، سوئدی، اوکراینی، چینی

روس‌هایی از دیار تزار! امپراتوری‌ای از دیار تزار! امپراتوری بزرگ روسیه، به طور مختصر روسیه، حکومتی موروثی بوده است که توسط پتر یکم با سیاست‌های نوین بنیان گذاشته شد. پتر یکم با گرایش‌های لیبرالیسم خود، روسیه را به سمت پیشرفت، توسعه و رشد مثبت سوق داد. او قوانین بسیاری را برای ترویج فرهنگ اروپای غربی وضع کرد، قوانینی که پله‌ای برای پیشرفت همه جانبه روس‌ها بوده است. از جمله این قوانین، قانون ممنوعیت ریش برای مردان غیر مذهبی بوده است‌. همچنین وی تقویم میلادی را تقویم رسمی کشور اعلام نموده و تاریخ جدیدی را برای روسیه در دفترِ انسان نگارش کرد. امپراتوری روسیه همچنین به بسیاری از کشور‌های همسو قلمرو خود، حمله کرده و آنان را اشغال کرد؛ از جمله ایرانِ قاجاری!

قرن ۱۹: امپراتوری بریتانیا
پایتخت 
لندن

خورشید هیچگاه در امپراتوری بریتانیا غروب نمی‌کند! حقیقتی بسیار روشن و واضح، حداقل تا قرن بیستم. امپراتوری بریتانیا، حکومتی قدرتمند، یکپارچه، حیله‌گر و استعمارگر بوده است که با اتحاد دو کشور انگلیسی زبانِ انگلستان و اسکاتلند برای رقابت با دیگر اروپایی‌های استعمارگر تشکیل شد. این امپراتوری وسیع، بخش‌های گسترده‌ای از شبه‌جزیره هند، آمریکای شمالی، آفریقا و تمام قاره اقیانوسه را دربر می‌گرفت. همچنین بریتانیایی‌ها در جنگ مهم و تاثیرگذار زمان خودشان نیز شرکت کردند. جنگ‌های ناپلئونی، جنگ‌هایی بودند که امضا و ثبت رسمی ابرقدرتی بریتانیا در جهان بوده است. با این جنگ‌ها و پیروزی امپراتوری بریتانیا، هرچه بیشتر از قدیم به سرزمین‌های بریتانیا افزوده شد. به طوری که بریتانیا بر تمامی دریا‌های آزاد دنیا، تسلط کامل داشته است و اقتصاد بسیاری از کشور‌ها همانند چین را نیز بدین طریق کنترل می‌کردند! این رویه تا جنگ‌ جهانی اول ادامه‌دار بوده است، به همین دلیل نیز برخی مورخان و تاریخ‌نگاران به فاصله میان جنگ‌های ناپلئونی و جنگ جهانی اول، قرن بریتانیا می‌گویند. قرنی که خورشید را نیز در نبرد شکوه و عظمت زمین می‌زند!

قرن‌ها ۲۰ و ۲۱: ایالات متحده آمریکا
پایتخت
واشنگتن دی سی

چه کسی فکر می‌کرد مردمانی که زمانی تحت استعمار اروپاهایی ستمگر بودند، تبدیل به قدرتمندترین و تنها ابرقدرت جهان شود؟ شاید تنها آن مردمان! ایالات متحده آمریکا پس از استقلال خود، فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرد. با این حال آنان توانستد سرزمین‌هایی از مکزیک را نیز فتح کنند و بر قدرت، انسجام و پیشرفت خود بیفزایند. شروع پادشاهی آمریکا، سرانجام امپراتوری نازی و پایان جنگ جهانی دوم بود. آمریکایی‌ها با تولید اولین بمب هسته‌ای و افزایش قدرت خود توانستد نام خودشان را در کنار دیگر ابرقدرت‌ها یعنی اتحاد جماهیر شوروی و امپراتوری بریتانیا حک کنند. با این حال با شکست بریتانیا در مقابل مصر، تنها شوروی و آمریکا به عنوان ابرقدرت‌های جهانی باقی ماندند. و این شروعی بر دوران جنگ سرد بوده است. در دوران جنگ سرد، هر دو کشور آمریکا و شوروی در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد دجار رکود اقتصادی سهمگینی شدند اما برگزيده شدن ریگان به عنوان رئیس جمهور و تدبیر وی، بسیاری از مشکلات آمریکا با سیاست‌های نوین به پایان رسید اما طرف مقابل این چنین نبود؛ با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ايالات متحده آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهان شناخته شده و عصری نو برای جهان پدیدار گشت.