سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی!
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی!
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو!
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی!
سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی!
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی!
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو!
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی!