مطمئناً بشر برای وصول به پاسخ پرسش‌های بنیادینش مانند خدا ، زندگی پس از مرگ ، حقیقت هستی و غیره و غیره به سراغ متفکران و اندیشمندانی می‌رود که به زعم خود می‌توانند آنها را طبق مثال غار افلاطون به بالای دریچه غار ببرند و نور حقیقت را بر چشمان ناتوان آنها بتاباند ...

اما خود متفکران هم از تضارب آرا در امان نیستند و هر کدام خود را به یک نام اسم گذاری کردنده اند ...

دانشمندان سعی می‌کنند با ابزار تجربی به قوانین و کنش‌های طبیعت اشراف داشته باشند و آنها را توصیف و تبیین کنند ؛ مثلاً این برای یک دانشمند فیزیک ارزشمند است که بداند در چه زمانی با یک سرعت معین دو قطار به یکدیگر برخورد می‌کنند تا از برخورد آنها در هنگام مهندسی یک قطار جلوگیری کند ...

 

اما در این میان گروهی دیگر هستند که دغدغه‌هایشان کمی بنیادی‌تر است و به اصل وجود و حقیقت جهان می‌اندیشند ؛ نام آنها در عصر ما فیلسوف است هرچند که این واژه خود به معنای دوستداری دانایی است و فهوم عامی می‌باشد ولیکن در گذر زمان سیر تطور آن به ما فهمانده که فیلسوفان همانطور که در زندگی‌شان گوشه‌گیر هستند در واقعیت هم از دیگر علوم گوشه‌گیری کردند و دیگر فلسفه را جزو علم تجربی مانند ریاضیات و فیزیک و شیمی نمی‌نامند...

 

شاید هم با یک تعبیر عقل گرایانه رادیکال ( Rationalism ) ؛ دیگر علوم تجربی صلاحیت این را نداشتند که با فلسفه در یک طبقه وجودی قرار بگیرند ...

 

اما برویم به سراغ بحث اصلی که او هم در این متن از ما گوشه‌گیری کرده ؛ آیا دانشمندان علم تجربی می‌توانند ادعای پاسخ به پرسش‌های بنیادین فلسفی را داشته باشند ؟ پاسخ با قاطعیت / بله / هست نه تنها دانشمندان بلکه هر فردی حتی بی‌سواد می‌تواند پاسخی به این پرسش‌ها داشته باشد اما به شرط اینکه از روش فلسفی و عقلی استفاده کند و تجربه را در این امور کنار بگذارد چرا که تجربه نه تنها بطلان‌پذیر هستند و صلاحیت اظهار نظر برای یک امر واحد فلسفی را ندارند بلکه حتی امکان اظهار نظر برای آن را هم ندارند برای مثال خدا یک موجود فرامادی است و هیچگاه نمی‌توانیم آن را با تجربه به اثبات یا انکار برسانیم ؛ بنابراین یک دانشمند باید این را بداند که اگر می‌خواهد وارد پرسش‌های فلسفی شود باید راه و روش خودش را هم عوض کند و اگر کسی بخواهد فرق میان این دو حوزه فکری را درک نکند مانند برخی‌ها که خود موضوعات فلسفی را از نتایج علمی استنباط می‌کنند و فلسفه را مرده خطاب می‌کنند ( هاوکینگ )  ؛ دچار انحطاط فکری می‌شود ‌...