دستاتو میگیرمو کنار نخلا

لب کارون میشینیم

باز ابرا میبارن روی چشمای تشنه‌ت

 قشنگ میشه بازم آسمون اهواز

میبوسمت وقتی که نیست حواست

میبوسمت تو قلعه‌ی سلاسل

میبری منو تو باز خرمشهر

جای مین در اومده از تو زمین شقایق

میبوسمت با لب‌های تشنه

میگیرمت با دستای سردم

پا برهنه روی ماسه میرقصیم

بارون گرفته باز توی بندر

میبوسمت به ساعت محلی

به وقت غروب گرم خرمشهر

ترَک خورده لب‌های خشک و تشنه‌م

پس میبوسمت از اعماق قلبم