کبیرمسی را گفتند: ادب از که آموختی؟

گفت: از رونالدو!هرکاری که رونالدو میکرد از نظر من ناپسند می آمد بر خلافش انجام میدادم.

بعد فردی به اسم کبیرامباپه اومد و گفت: ببخشید کبیرمسی اما.....

کبیرامباپه چاقو رو در آورد و گفت: یا جام جام جهانی را بهم میدی یا میکشمت!

من که یه ارتش داشتم سریع از این اتفاق باخبر شدم و به ارتشم گفتم: آتش! بعد کبیر مسی دید که یک تیر گنده داره به سمت کبیرامباپه میاد پرید اونور و امباپه مرد.

قصه ی ما به سر رسید امباپه به خونه نرسید.