| در سالهای اخیر تنها دو بازی را بهیاد دارم که با ندیدنشان مرتکب اشتباهی بزرگ شدهام؛ این بازی یکی از آنها است. |
در حال حاضر با شنیدن فوتبال مدرن و تهاجمی، نام سرمربیانی چون میکل آرتتا، ژابی آلونسو، روبرتو دیزربی، آنژ پوستکوغلو و... تداعی میشود. آنژ پوستکوغلو تعریف جدیدی از هجومیبودن را ارائه میکند؛ جسارتی که در سرمربیان امروزی نادر است. ژابی آلونسو با تاکتیکهای مدرنتر و سبک بازیای که ماحصل آموختههایش از بزرگترین سرمربیان قرن، از پپ گواردیولا گرفته تا ژوزه مورینیو، تا بدینجای فصل محتمل شکستی نشده است. میکل آرتتا نیز حالا به ثبات تاکتیکی خوبی رسیده است و رقیبی جدی برای منچسترسیتی و لیورپول در راه قهرمانی است. اما احتمالاً "تاکتیکزدهترین" تقابل را بتوان جدال منچسترسیتیِ پپ گواردیولا با لیورپولِ یورگن کلوپ دانست؛ بازیای که به اصطلاح "نبردی تاکتیکی" است. علیرغم اینکه جدال آنها جذاب، غیرقابل پیشبینی و مهم است، گامهای این دو سرمربی در جهت اجرای فوتبالی مدرن و متکی بر تاکتیک، بر تئوری "فوتبال ماشینی در عصر حاضر" قوت بخشیده است. البته، فوتبال ماشینی مبتنی بر محدودکردن حدودی بازیکن و بهای بیشتر به تاکتیکها، به معنای "ضد فوتبال" یا مشابه آن نیست. در فوتبال ماشینی که باعث محدودیت در خلاقیت فردی و افزایش میزان تاکتیکیشدن بازیها شده، گویی بازیکنان اجزایی از یک سامانه (ماشین) هستند. دربارهی اینکه فوتبال در حال حاضر به چه میزان به این تئوری نزدیک است، بحث و گفت و گوهای مختلفی وجود دارد؛ هر چند که احتمالاً ماشینیدانستن چنین سبکی از فوتبال، همراه با غلو و بزرگنمایی است. با این وجود، این سبک از فوتبال موجب شده تا عنصر حیاتی و بیسیک فوتبال در عصر امروزی گم شده باشد؛ غافلگیری!
بهسوی ومبلی!
لیورپول در بهترین شرایط خود به سر میبرد. با اعلام خبر جدایی یورگن کلاپ، قرمزهای آنفیلد جدیت بیشتری برای کسب تمامی جامهای ممکن به خرج میدهند. تیم یورگن دوباره در کورس قهرمانی است؛ در نبردی با حضور سه جبهه. کلاپ در جریان ترمیم و بازسازی خط هافبک تیمش، با جدایی فابینیو و هندرسون موافقت کرده و جدایی جیمز میلنر و نبی کیتا نیز از پیش تعیین شده بود. به همین منظور، جذب ۴ هافبک جدید صورت گرفت؛ واتارو اندرو، رایان خرافنبرخ، الکسیس مکآلیستر و دومنیک سوبوسلای. همچنین در این فصل یورگن تصمیم گرفت تا آزادی بیشتری به ترنت الکساندر آرنولد داده و از او در خط هافبک نیز استفاده کند. ستارگان جوان نیز به مانند همیشه نقش مهمی در تیم کلوپ داشتهاند. علاوه بر کرتیس جونز و هاروی الیوت، چند نام جوان دیگر نیز در ترکیب لیورپولیها به چشم میخورد؛ همان جوانانی که کلوپ را در کسب جام اتحادیه یاری کردند. کانر بردلی، فولبک راست تیم با حضورش عمق بیشتری به ترکیب لیورپول بخشیده و جیدن دنس نیز نشان داده که پتانسیل بالایی دارد و شاید لیورپول بتواند بیشتر از این به روی او حساب باز کند؛ به خصوص با توجه به دبل او در مقابل ساوتهمپتون. در چنین شرایطی، تقابل منچستریونایتدِ بحرانزدهی این فصل که به تازگی به نتایج خوبی دست یافته بود (آنها در ۷ بازی اخیرشان در لیگ برتر، به جز بازی در مقابل فولام و منچسترسیتی، در هیچ کدام از بازیها شکست نخورده و در همهی آنها پیروز بودند) با چنین تیمی اتفاق خوشایندی نبود. منچستریونایتد با توجه به ارجنهادن اریک تنهاخ به جوانان در این فصل، امید به آیندهای بهتر دارد. ستارگان جوان با نمایشهایی درخشان، اریک تنهاخ را در پیروزی در مسابقات یاری کردند. یکی از این جوانان کوبی ماینویی است که استعدادی مطرح است. او هوشمندانه بازی میکند و این مورد از پیشنیازهای یک بازیکن کلاس جهانی است. ماینو اخیراً به تیم ملی انگلیس نیز دعوت شده تا در پیراهن سهشیرها نیز رویاپردازی کند. در سمت دیگر، آلخاندرو گارناچو به پیشرفت خود ادامه داده، باثباتتر شده و در مواقعی تفاوتها را رقم زده است. به عنوان بازیکنی جوان، عملکرد او قابل قبول بوده است. البته، او با به ثمر رساندن یک گل استثنایی در مقابل اورتون، یاد و خاطرهی ستارگان بزرگ را زنده کرد. نخست، وین رونی و قیچی برگردانش در مقابل منچسترسیتی و سپس گل کریستیانو رونالدو، الگویش، در مقابل یوونتوس. اما در سمت دیگر، راسموس هویلوند که خرید گرانقیمت این فصلِ شیاطین سرخ بوده است، با گلزنی در چند بازی متوالی خودنمایی کرد. هویلوند در این چند بازی اخیر نمایشی در حد و اندازهی یک ستاره داشته است و منیونایتدیها امیدوارند تا در ادامه نیز شاهد پیشرفت وی باشند. به هر جهت، به نظر میرسد که ستارگان جوان نقشی مهم در شیاطین سرخ داشتهاند؛ چه در گذشته و چه در حال، از دردانههای بازبی گرفته تا Fergie's Fledglings. اما این تمام ماجرا نبود. تیم اریک تنهاخ در این فصل از منطقهی سهمیهی لیگ قهرمانان دور شده و نمایشهای قابل قبولی ارائه نکرده بود. با توجه به اهمیت بالای بازی با رقیب سنتی و همچنین مسابقات Fa Cup، شایعاتی مبنی بر اخراج اریک در صورت شکست در این بازی مطرح شده بود. به هر حال، شیاطین سرخ با آگاهی از اینکه شکست در این بازی با اخراج احتمالی تنهاخ همراه بوده و لیورپولیها با آگاهی از خداحافظی یورگن کلاپ در پایان فصل، به میدان آمده بودند.
درام ۱۲۰ دقیقهای
با پشت سر گذاشتن فصلی ضعیف، اریک تنهاخ برای بقا کار سختی را پیش روی داشت. آخرین بازی رودرروی آنها با تساوی کسلکنندهای همراه بود. ارائه نتیجهگراترین بازی ممکن از اریک، خشم یورگن کلوپ را نیز برانگیخته بود؛ اما حساب کار این یکی متفاوت بود. در این بازی، تساوی در کار نبود؛ یا پیروزی و یا شکست. و سرمربی هلندی به آن پیروزی نیاز داشت. منچستریونایتد نیز برای کسب جام، تنها گزینهی جام حذفی را در اختیار داشت. آنها همچنین باید انتقام آن شکست ننگین ۷ بر ۰ را از قرمزهای بندر میگرفتند. نه به آن شدت، اما به هر حال پیروزی در مقابل رقیب دیرینه و سنتی همواره لذتبخش است. به هر حال، بازی با سوت جان بروکس و توسط بازیکنان منچستریونایتد آغاز شد. شیاطین سرخ شروع درخشانی داشتند و در دقیقه ۱۰، پاس عمقی راشفورد به گارناچو رسیده، شوت این بازیکن توسط کلهر مهار شده و در ریباند، اسکات مکتامینی گلزنی میکند. مکتامینی در سال اخیر گلهای بسیاری بهثمر رسانده است. او در این فصل، ۹ بار برای منچستریونایتد (در تمامی رقابتها) و ۷ بار برای اسکاتلند (در طول سال ۲۰۲۳) گلزنی کرده است. در ادامه، لیورپولیها مالکیت بیشتری داشتند، اما دفاع منسجم منچستریونایتد مانع از خلق موقعیتهای زیاد برای حریف شد. حملههای لیورپول بینتیجه واقع شدند، اما ابتدا در دقیقه ۴۴ توسط الکسیس مکآلیستر، هافبک آرژانتینیِ برندهی جام جهانی در سال ۲۰۲۲ که در این فصل لیگ برتر ۳ گل و ۴ پاس گل به ثبت رسانده است، و سپس در دقیقه ۴۷ (۲+۴۵) های-پرس لیورپول موجب از دست دادن توپ توسط بازیکنان منچستریونایتد، آن هم در یکسوم دفاعی خود شد. در جریان این موقعیت، شوت داروین نونیز توسط اونانا مهار شده و محمد صلاح توپ دفعی را به گل تبدیل میکند. فرعون مصری در طول چند فصل اخیر، حداقل ۲۰ گل را در هر فصل بهثمر رسانده و از این لحاظ دست به رکوردشکنی زده است. لک لکها با این دو گل با برتری به رختکن رفتند تا با خیالی آسوده به زمین بازگردند. پس از آغاز نیمهی دوم و در حوالی دقیقه ۷۰، اریک تنهاخ دست به دو تعویض جسورانه و پرخطر میزند. آنتونی، وینگر گرانقیمت منچستر که در این فصل با حواشی متعددی همراه بوده و عملکرد مطلوبی نیز نداشته است، به جای راسموس هویلوند وارد بازی شد. هری مگوایر، مدافع پرحاشیهی شیاطین نیز وارد بازی میشود. او با کسب جایزهی بهترین بازیکن ماه نوامبر، نشان از ذهنیت حرفهای خود و غلبه بر فشارهای رسانهای داده و حال امیدوار است که عضو موثری از تیم اریک تنهاخ و همچنین تیم ملی انگلیس در یورو ۲۰۲۴ باشد. هر چند که این امر به سادگی گفتنش نیست. در ادامه شیاطین سرخ با تعویض اریکسن (به جای کوبی ماینو) و آماد ترائوره (به جای رافائل واران) سعی بر تغییر نتیجه بازی داشته است، تا اینکه در دقیقه ۸۷، گارناچو به سختی توپ را به آنتونی میرساند. آنتونی به زیبایی میچرخد، با پای راست ضربه میزند و کلهر را مغلوب ضربهی خود میکند؛ عجب گلی! یکی از همان گلهایی است که از بازیکنانی همچون آنتونی انتظار میرود. و این شروع یک دوئل نفسگیر است! دو تیم به سوی دروازهی یکدیگر هجوم میبرند. یک پاس قطری دیدنی از سوی کانر بردلی، که گویی خیال هواداران را در غیاب جو گومز و الکساندر آرنولد راحت کرده، خاکپو را صاحب توپ میکند. آندره اونانا در یک خروج توام با ریسک، مانع از ارسال خاکپو میشود، اما پس از آن ارسال هاروی الیوت به تیر دروازه برخورد میکند. به نظر میرسد که آندره اونانا خوش اقبال بوده است، چرا که اگر این ارسال به گل تبدیل میشد، آن هم در حالی که سنگربان کامرونی بدون هیچ واکنشی تنها مسیر توپ را دنبال میکرده، مجدداً وی را مورد انتقاد قرار میداد. کمی بعد و پیش از پایان وقتهای اضافه، مارکوس راشفورد طی یک فرار ناگهانی صاحب توپ میشود؛ عجب موقعیت مناسبی! در حالی که راشفورد با فرست تاچ مناسب موقعیت خوبی در مصاف تک به تک با گلر دارد، به شکلی عجیب این موقعیت را از دست میدهد. البته، با توجه به حواشی پیرامون این وینگر انگلیسی در طی این فصل، که وی را از شرایط مطلوب و مساعد به دور کرده، احتمالاً بسیار تعجببرانگیز نیست. حال زمان بازی به ۱۲۰ دقیقه افزایش پیدا میکند. البته عطش الیوت پایانپذیر نیست. او در دقیقه ۱۰۵ و روی پاس کانر بردلی، گلزنی میکند تا دوباره بازی به سود بندرنشینان جریان یابد. در نیمهی دوم وقتهای اضافه، مک تامینی در جریان فرم خوبش، مارکوس راشفورد را صاحب توپ کرده و اینبار او فرصت را غنیمت شمرده و بیش از این تعلل نمیکند؛ گل سوم! مارکوس راشفورد علیرغم از دستدادن موقعیتهای گلزنی متعدد در این بازی، بالاخره گل میزند. و دقیقه ۱۲۰، معجزه تکمیل شد. آماد دیالوی ساحلعاجی پلات توئیست پایانی تنهاخ را رقم میزند. آماد دیالو پس از گل پیراهنش را به نمایش میگذارد. "نام من را در آینده بیشتر خواهید شنید!"
یک فوتبال واقعی!
آخرین دربی شمال غرب به شکلی شگفتانگیز به پایان رسید. این در حالی است که با توجه به فرم فعلی دو تیم، شانس صعود شیاطین سرخ کمتر از قرمزهای آنفیلد عنوان میشد. این همان ماهیت فوتبال است. آنچه که بر جذابیت فوتبال افزوده دقیقا چنین ماهیتی است؛ همانطور که در دیگر بازی یکچهارم نهایی FA Cup نیز شاهد بودیم. پیروزی کاونتریسیتی در مقابل ولوز گویی در مقابل بازی غولهای انگلیس گم شده است. البته با توجه به حساسیت دربی شمال غرب، بدیهی است. اما ارائهی چنین بازی جسورانه و نردیکی از سمت دو تیم، و از سویی ارائهی یک پایان باورنکردنی در انتها و بهثمر رساندن تیر خلاص توسط آماد دیالوی جوان، همانچه که از یک بازی فوتبال انتظار میرود را تقدیم بیننده میکند؛ کامبکهای پیاپی، شگفتیهای پیاپی و گلهایی که توسط گلزنانی متفاوت بهثمر رسیدند. چنین بازیهایی غنیمتی برای فوتبالدوستان هستند. احتمالاً در عصر امروز چنین غنیمتهایی را به ندرت خواهید یافت. اما با توجه به تقابلهای اخیر دو تیم تحت هدایت اریک تنهاخ و یورگن کلاپ، به نظر میرسد که باید نگاه دیگری به تقابل این دو سرمربی داشت. جدالهای مرد هلندی با همتای آلمانی خود با یک پیروزی به نفع شیاطین سرخ آغاز شده، با یک شکست مفتضحانهی ۷-۰ و یک تساوی ملالتآور همراه شده و حالا با یک پیروزی شگفتانگیز به نفع قرمزهای منچستر به پایان رسیده است. در نتیجه از زمان حضور اریک تنهاخ در اولدترافورد، ۲ پیروزی برای این مرد هلندی، یک پیروزی برای آقای معمولی و یک تساوی برای هر دو تیم رقم خورده است. تقابل این دو سرمربی تا بدینجا همواره غیرقابل پیشبینی بوده است و حال باید دید که در آخرین تقابل آنها (با توجه به جدایی کلوپ در پایان فصل) چه نتیجهای رقم خواهد خورد؛ آن هم با توجه به اینکه این بازی - همانند دیگر بازیها - نقش قابل توجهی بر تعیین قهرمان خواهد داشت. با این وجود، فوتبالدوستان امیدوارند که این بازی نیز "یک فوتبال واقعی" باشد!
قابهای ماندگار
بیمقدمه، قابهایی که شخصاً از بازی تهیه کردهام، تقدیم به شما:

