در اکتبر سال ۲۰۰۴، زنِ تیره‌بختی اهل تگزاس عروسکی معروف به «عروسکِ زامبی وودو» را از سایت «ئی‌بی» خریداری کرد. این عروسک وودو در یک جعبه‌ی فلزی بسته شده بود و شامل هشداری در خصوصی عدم جدا کردنِ آن از نگه‌دارنده‌ی فلزی‌اش می‌شد. زنِ خریدار بدون آگاهی از خطری که تهدیدش می‌کند، عروسک را از جعبه‌‌اش آزاد کرد و بیرون آورد. گفته می‌شود که عروسک بلافاصله به زن حمله می‌کند. زن از ترسِ جانش، عروسک را دوباره به تابوتِ کوچکش متصل می‌کند. شاید این کار برای جلوگیری از حمله‌ی فیزیکی عروسک در دنیای واقعی کافی بود، اما قادر به متوقف کردنِ عروسک از اذیت کردن زن در خواب‌هایش نبود. زن به‌حدی از وجودِ این عروسک عاصی شده بود که تصمیم می‌گیرد با سوزاندنِ آن، کاملا از شرش خلاص شود، اما متوجه می‌شود که عروسک دربرابرِ آتش ضدضربه است. سپس، زن تصمیم می‌گیرد عروسک را با چاقو تکه‌تکه کند، اما چاقو می‌شکند.

او بالاخره به این نتیجه می‌رسد که عروسکِ شیطانی را در قبرستانی که به آن تعلق دارد دفن کند. اما حتی این کار هم به نتیجه نرسید. ظاهرا عروسک موفق می‌شود از گورِ کم‌ارتفاعش خارج شده و خودش را به جلوی درِ خانه‌ی زن برساند. بالاخره زن تصمیم می‌گیرد که بهترین راه‌حلِ خلاص شدن از شرِ عروسک، فروختنِ آن به یک خریدارِ دیگر است. او آن را ازطریقِ سایت «ئی‌بی» مجددا به فروش می‌رساند و آن را به آدرسِ خانه‌ی خریدار می‌فرستد، اما مدتِ کوتاهی بعد، عروسک ناپدید شده بود و مجددا جلوی درِ خانه‌ی زن پدیدار شده بود. زن دوباره عروسک را به خریدار می‌فرستد، اما خریدار می‌گوید که جعبه‌ی حاوی عروسک، خالی به دست او رسیده است. دوباره عروسک ناپدید شده و دوباره در جلوی درِ خانه‌ی زن ظاهر شده بود.

این زن اما تنها کسی نیست که با ویژگی‌های مورمورکننده‌ی این عروسکِ تسخیرشده دست‌وپنجه نرم کرده است. آن فروشنده‌ای که عروسک را به این زن فروخته هم گفته است که عروسکِ وودو واقعا زنده بوده است. فروشنده به خریداران هشدار داده بود که هرکسی که عروسک را می‌خرد نباید حتی جعبه‌ی نقره‌ای حاوی عروسک را هم باز کند؛ که این عروسک باید دور از دسترس و یک جای پنهان نگه‌داری شود. بالاخره زن تصمیم گرفت عروسک را به فرستنده باز پس بفرستد، اما مجددا بسته به خانه‌ی خودش برگشت خورد؛ بسته اما شاملِ یادداشتی می‌شد که خبر از فوتِ دریافت‌کننده‌ می‌داد. درنهایت زن برای اجرای مراسم جن‌گیری روی عروسک، از یک کشیش کمک خواست. گرچه کشیش جعبه‌ی نگهدارنده را متبرک‌سازی کرد، اما روحِ شیطانی کماکان داخلِ جعبه باقی ماند. زن، عروسک را در جعبه‌ی نقره‌ای قرار داد و آن را در اتاقِ زیرشیروانی‌اش زندانی کرد و ظاهرا عروسک تا به امروز در همان‌جا به سر می‌برد.