کتاب استر، داستان نجات یهودیان ایران در زمان شاهی به نام اخشورش(خشایارشا) از توطئهٔ هامانِ وزیر که از نسل عمالقه دشمن تاریخی یهودیان بود، را ریشهٔ جشن پوریم معرفی می‌کند؛ مردخایِ یهودی تنها کسی بود که به هامان سجده نمی‌کرد، پس هامان قصد کشتار قوم او کرد و برای تعیین ماه نابودی یهودیان  قرعه (پور) انداخت (استر ۳:۷). اما استر، ملکهٔ یهودی ایران، نقشهٔ‌ هامان را به اطلاع پادشاه رساند و او نیز خشمگین شده، دستور به اعدام‌ هامان و پسرانش داد هامان وزیر خشایارشا در داستان، عمالیقی یا اهل مقدونیه است، و نه ایرانی. در این داستان هواداران و اقوام هامان که قصد کشتار یهودیان را داشته اندکشته می‌شوند نه ایرانیان. قصّه بعد از دوران هخامنشی به‌قصد نزدیکی به دربار ایران نوشته شده و گویای روابط بسیار نزدیک یهودیان جهان با ایران است. چنانچه در جنگ‌های میان ایران و روم، یهودیان به‌طور سنّتی، حامی و حتی ستون پنجم ایران برشمرده‌ می‌شده‌اند. جنگ یهودیان با قوم عمالیق هم که معروف است. این‌که کلیمیان، هامان را عمالیقی می‌دانند چون این قوم در سرزمین اسرائیل ساکن بودند و با یهودیان بارها جنگیدند. پس منطقا جنگ مردخای در دربار خشایارشا با یک عمالیقی ربطی به ایرانیان ندارد. در این داستان که البته به نظر واقعیت تاریخی ندارد یهودیان با کمک پادشاه هخامنشی از قتل عام توسط یکی از دشمنان دیرینه نجات میابند و در تحت حمایت خشایارشا از دشمنانشان انتقام سختی میگیرند.