کریم‌خان زند هرگز به کسی باج نمی‌داد! می‌گویند وقتی میخواست سفیر عثمانی را بپذیرد، اطرافیان او نصیحتش میکردند که جامه‌های نو خود را بپوش و خود را آراسته کن و پای خود را دراز مکن، اما هنگام این دیدار، کریم خان یک پای خود را دراز کرد، تنبان مندرسی به پا نمود که سر کاسه زانوی آن پاره و استرش نمودار شد! او مدت‌ها سفیر را نمی‌پذیرفت. می‌گفت: اگر با ما کاری دارد ما با او کاری نداریم!