(نامه ی بچه های دنیای مجازی به امام حسین)( تا انتها که خواندید نظرتان را بفرمایید ممنونم. ) سلام آقا آقا ما بچه های دنیای مجازی هستیم میگن چون توی این دنیاییم کار و زندگی نداریم ولی آقا به سه سالت قسم این بچه ها واست سنگ تموم گذاشتن توی محرم و صفر دستشون به ضریح شش گوشت نرسید ولی مرام داشتن تسلیت بگن به خودت به عباست به علی اکبرو علی اصغرت به زینبت... آقا من اینا رو نمیگم که منت بذارما؛نه ولی آقا یه گوشه چشمی هم به من واین بچه ها داشته باش آخه آقا می خوایم بند شما باشیم. نه بنده شیطان. قراره تموم وجودمون، چشم و گوش و زبونمون مثل قلبمون حسینی بشه. یک کلام آقا از گناه خسته شدیم. بسه دیگه. باید خودت به ما کمک کنی. وقتی غافل شدیم، یه جوری یادمون بنداز که با هم عهد و پیمانی داشتیم. آقا خیلی زود این چهل روز تموم شد. اصلاً انگار نیامده بود. می ترسیم عمرمون ته بکشه. می ترسیم خیلی زود دیر بشه. مرگم که پیر و جوون نمیشناسه. مگه مرتضی و پوپک چند سالشون بود. واقعاً می ترسیم ارباب جون. خودت میدونی تو قلبمون هیچ چی نیست جز عشق به شما. به شش ماهه قشنگت قسمت میدم، من و این بچه ها رو فراموش نکن و زمینه ی عاقبت بخیری ما رو فراهم کن.