1 – قانون ۱۹۸۲ Shakti کمیسر بازنشسته اشوینی کومار (دیلیپ کومار)، یک افسر پلیس وفادار است که اصول خود را مقدم بر هرچیزی می‌داند. یک روز پسرش ویجی (آمیتاب باچان) ربوده می‌شود اما افسر پلیس از پاسخگویی به خواسته‌های آدم‌ربای خودداری می‌کند حتی اگر این کار وی به‌معنای پایان یافتن پسرش باشد. ویجی به‌طریقی فرار می‌کند اما خاطره این حادثه او را برای ادامه زندگی می‌ترساند. او کینه‌ای را در قلب خود نسبت به پدری که مایل بود پسرش را قربانی کند، نگه می‌دارد. ویجی در ادامه به یک گانگستر تبدیل می‌شود و پرونده دستگیری وی به پدرش تخصیص داده می‌شود. این فیلم، آمیتاب باچان را در برابر معبود خود دلیپ کومار قرار داد و صحنه‌هایی که این دو اسطوره مقابل هم ایستاده‌اند، به‌واقع مو بر تن انسان سیخ می‌کنند. در برخی از نظرسنجی‌ها درباره بهترین فیلم‌های رامش سیپی، این فیلم بالاتر از شعله Sholay قرار گرفته است.

2– سعادت ۱۹۷۱ Anand

سعادت داستان یک بیمار لاعلاج را روایت می‌کند که به گسترش عشق و خوشبختی در میان مردم اعتقاد داشت. دکتر بهاسکار بانرجی (آمیتاب باچان) پزشکی است که از حرفه خود ناراحت است زیرا نمی‌تواند جان بسیاری از افراد فقیر را نجات دهد. یک روز، او با آناند (راجش خانا)، یک بیمار سرطانی، ملاقات می‌کند. مسیر آناند و بهاسکار به یکدیگر پیوند می‌خورد و آناند به او کمک می‌کند که عشق خود را به زنی که دوستش داشت، ابراز کند. با گذشت زمان، وضعیت آناند رو به وخامت می‌رود و او تسلیم مرگ می‌شود. با این حال پس از درگذشت آناند، همه از او به‌عنوان شخصیتی درخشان و پرشور یاد می‌کنند که چیزی جز عشق ورزیدن نمی‌دانست. این فیلم آمیتاب باچان، شما را به سفری به‌واقع خاص می‌برد چراکه هم‌زمان می‌خندید، گریه می‌کنید، آواز می‌خوانید و راه و رسم زندگی کردن را از آناند می‌آموزید. آمیتاب باچان و راجش خانا، هر دو در این فیلم بسیار عالی هستند.

3-ما ۱۹۹۱ Hum

بختاور (دنی دنزونگپا) صاحب یک اسکله است و با همه کارگرانش مانند برده رفتار می‌کند. تایگر (آمیتاب باچان) به او اعتراض می‌کند و تصمیم می‌گیرد مسئولیت امور را خود بر عهده بگیرد. البته تایگر قادر نیست اقدامات شدیدی علیه بختاور انجام دهد زیرا پدر تایگر محافظ بختاور است. بعدها بختاور پدر تایگر را به قتل می‌رساند. تایگر بر خشمش غلبه می‌کند و موفق می‌شود با برادران ناتنی خود فرار کند چراکه به نامادری‌اش قول داده بود از آن‌ها مراقبت خواهد کرد. سال‌ها بعد، تایگر به‌نام شخار شناخته می‌شود؛ مردی محترم و دارای دو برادر کومار (راجینیکانت)، یک بازرس پلیس و ویجی (گوویندا)، استاد دانشگاه. بختاور در زندان به سر می‌برد، او بازمی‌گردد تا از تایگر انتقام بگیرد چراکه حالا تایگر خانواده او را کشته است. اکنون شخار باید به تایگر بودن بازگردد اگر که واقعاً قصد داشته باشد عزیزانش را نجات دهد. این فیلم به‌خاطر آهنگ Jumma Chumma معروف بود که حتی هنوز هم با آن شناخته می‌شود.

4-یتیم ۱۹۸۱ Lawaaris هیرای جوان (آمیتاب باچان) که تحت مراقبت گانگو گانپات (شریرام لاگو) قرار داشت، در زمان کودکی خود مجبور شده بود مبارزات زیادی را تجربه کند. با این حال، او همه آن‌ها را پشت سر می‌گذارد و خود را مشغول به کار برای ماهندار سینق (رانجیت) می‌یابد. هیرا به‌شدت دلباخته دختری به‌نام موهینی (زینت امان) است. با این وجود، مسئله این‌جاست که موهینی نمی‌خواهد با او ازدواج کند زیرا در مورد اصل و نسب وی چیزی نمی‌داند. بنابراین هیرا ماموریتی را اجرایی می‌کند، با این هدف که بفهمد پدر و مادرش چه کسی هستند و پس از پیچ‌وتاب‌های فراوان، حقیقت تکان‌دهنده‌ای آشکار می‌شود. بازی پرکشش آمیتاب باچان در آهنگ Mere angne ​​mein حتی تا به امروز در یادها ماندگار شده است. زینت امان و امجد خان نیز در نقش‌های مربوط به خود، سرآمد هستند.