صدای سوت بلبل قلبمو دیوونه کرده 

آب و شکوفه و گل چشماشو گل گونه کرده

ای یار و ای هم دم من ای مرشد و سرور من 

من خیلی خوش سعادتم که به حضورت رسیدم

از گونه های سرخ او گل حیا رو برچیدم

او گفت که نه نه نه نه نه از دست من فرار میکرد