تو از كدوم قصهای كه خواستنت عادته نبودنت فاجعه بودنت امنیته تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی كه از قبیلهء من یه آسمون، جدایی اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی! پاكی آبی یا ابر نه خدایا، شبنمی! قد آغوش منی نه زیادی، نه كمی منو با خودت ببر ای تو تكیهگاه من خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم بمونم منتظر تا برگردی خونهام تو زندون هم با تو، من آزادم! ◇
همسفر _ گوگوش
۴۰٬۱۹۳ بازدیدسهشنبه ۰۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۸:۰۹


