در فصل فاجعه‌بار 2022-23، اشتوتگارت چهار سرمربی را برکنار کرد که آخرین  آنها را به مکان امن هدایت کرد. دو بازی پلی آف سقوط در بوندس لیگا برای سباستین هونس طول کشید تا آنها را در لیگ نگه دارد، اما او و باشگاه از آن زمان به عقب که برای بقا مبارزه میکردند برنگشتند.

 

۲۳ برد از ۳۴ بازی و یک امتیاز بالاتر از مدافع عنوان قهرمانی یعنی بایرن مونیخ و دورتموند ترزیچ نشان دهنده عملکرد تحسین برانگیز هوینس دارد و همچنین از عملکرد درخشان گیراسی  ۲۸ گل به ثمر رسانده است.

 

این مهاجم اهل گینه در این فصل با ۲۸ گل به طور موثر خود را به عنوان رقیب اصلی هری کین برای کفش طلا - یا Kicker-Torjägerkanone(کسی که اقای گل بوندس لیگا میشود) - معرفی کرده است. هیچ کس در تاریخ بوندسلیگا چنین شروع پرباری را برای یک کمپین تجربه نکرده است. همچنین باید ستایش مربی برای انجام همه اینها، هوینس، که روش های جالب و اصول تهاجمی او باعث شده است که یک نام جذاب از فوتبال بسیار سرگرم کننده به شهر اشتوتگارت بازگردد.

 

او چگونه این را مدیریت کرده است؟

 

حمله با هدف

 

با میانگین 3 گل غیر پنالتی در هر بازی، هیچ باشگاه دیگری در بوندس لیگا رتبه ای بالاتر از اشتوتگارت ندارد که به طور مداوم توپ را در پشت دروازه قرار دهد. هونس تاکید زیادی بر بازی کردن یک مارک سرگرم کننده از فوتبال دارد و تیمش را بر این اساس با مالکیت توپ 3-3-4 آماده می کند و باید یکی از مدافعان کناری زمین را در حالی که دیگری به سمت جلو به سمت میانی حرکت می کند، قرار می دهد و پهن ترین بازیکن حریف را می چسباند. هافبک در باکس و ایجاد یک به یک در مناطق بلند.

 

 

 

 

کریس فوریچ و سیلاس ، ملی پوش آلمانی که اخیراً مورد توجه بایرن قرار گرفته است. دو وینگر اول هستند. هر دو بسیار سرعتی هستند و می توانند از سرعت و توانایی یک به یک خود برای ایجاد موقعیت برای مهاجمشان یعنی گیراسی استفاده کنند.

 

در حالی که فوریچ دوست دارد   از داخل یک سوم پایانی موقعیت بسازد  تا سانتر یا شوت بزند، سیلاس کارایی هم تیمی خود را ندارد، اگرچه او در انتقال توپ بسیار موثرتر است. این بدان معناست که حمله اشتوتگارت دارای اشکالاتی است، اما فوریش و گیراسی درک خوبی دارند.

 

و اگرچه ممکن است به نظر برسد که گویراسی فقط در مورد اهداف است، مهاجم سابق رن کارهای بیشتری انجام می دهد.

 

 

 

 

این بازیکن ۲۸ ساله رویای شماره 9 قاتل را دارد. او تحرک، قدرت بدنی و پا به توپ خوب، درگیر ساختن مدافع حریف یا موقعیت سازی را دارد. او همچنین به طور ویرانگری تموم کننده است، با نرخ تبدیل ۱.۱۴ در هر بازی اش که بهترین بازیکن بوندسلیگا بعد از کین تو در نرخ گلزنی قرار دارد.

 

 

 

 سره گیراسی یک بازیساز قهار  و  چارچوب شانس و بدن  خود برای آزار دادن مدافعان حریف و حفظ توپ تا زمانی که گزینه های موقعیت در دسترس باشد استفاده می کند. این چیزی است که اشتوتگارت به دنبال آن است که وقتی خط هافبک را باید در هنگام ساختن از عقب دور زد، از آن استفاده کرد.

 

 

هنگامی که گویراسی توپ را با پشت پا دریافت کرد تا بازیسازی کند، اشتوتگارت به دنبال بازیکن های جلوتر از او با سرعت است، جایی که استفاده از ترکیب های نفر سوم نیز به چشم می خورد. در مثال زیر در برابر فرایبورگ، می‌توانید ببینید که جونگ وونگ یونگ به دنبال یافتن  به موقع فوریش پس از اخراج از او است و این سکانس در نهایت به گل چهارم آنها منجر می‌شود.

 

 

با این حال، این ترکیبات در سمت راست چندان مسلط نیستند، و این سوگیری سمت چپ در مناطق دیگر نیز مشهود است، اما بعداً در مورد آن بیشتر خواهد شد.

 

بازیسازی در تیم هوینس چگونه است؟

 

 

برایتون روبرتو دزربی به دلیل تمرکز بر ساخت و ساز از مناطق عمیق تر برای آزاد کردن مهاجمان برای بهره برداری از فضاهای باقی مانده مشهور شده است. چیزی مشابه را می توان در اشتوتگارت هوینس مشاهده کرد.

 

دروازه بان ها به ناچار بخش تعیین کننده ای از این روش بازی سازی هستند و اشتوتگارت کسی را دارد که با پای خود در الکساندر نوبل مطمئن باشد.

 

 

 

همانطور که در مثال بالا در برابر فرایبورگ مشاهده شد، نوبل اغلب نقش یک مدافع میانی را بازی می کند، زمانی که اشتوتگارت در مرحله اول   توپ را برای فریب دادن مهاجم حریف نگه می دارد.

 

با انجام این کار، او به طور طبیعی ریسک می کند. با این حال، راحتی او در دریافت و ارسال پاس‌ها با کیفیت عالی، باعث می‌شود اشتوتگارت از او امتیاز زیادی کسب کند. این بازیکن 27 ساله پیشرفت بزرگی در مورد فلوریان مولر و فابیان بردلو، دو دروازه‌بانی است که فصل گذشته مسئولیت مشترک داشتند. تنوع پاس نوبل تضمین می کند که اشتوتگارت می تواند از جهات مختلف بدون فشار بازی کند.

 

پیش از نوبل، دو مدافع میانی بسیار توانا در کاپیتان باشگاه، والدمار آنتون و دان-اکسل زاگادو قرار دارند، که دومی پس از پیوستن کنستانتینوس ماوروپانوس به وستهام یونایتد، گزینه اول شد.

 

آنتون و زاگادو که قبلاً تجربه بازی در سه خط دفاعی را داشتند، به همان اندازه که در مرکز پوشش می‌دهند، راحت از مناطق وسیع دفاع می‌کنند. شاید مهمتر از آن، آنها پاسورهای مطمئن و حامل توپ نیز هستند.

 

این جنبه حمل بسیار مهم است. مهمتر از همیشه برای مدافعان این است که بتوانند توپ را به جلو ببرند و در این کار پرس حریف را شکست دهند. در واقع، آنتون (11.3) و زاگادو (8.2) در بین 20 مدافع برتر برای حمل پیشرونده در هر 90 دقیقه در این فصل قرار دارند.

 

کلید میانی برای کنترل

در موقعیت، آنجلو استیلر را خواهید دید که از دابل پیوت رها می‌شود و به نوبل کمک می‌کند تا توپ را بیرون بیاورد، با استفاده از پاس‌ها و حمل‌کننده‌های استثنایی مقاوم در برابر پرس خود برای کمک به اشتوتگارت بازی کند.

 

هونس در دوران حرفه‌ای خود با استیلر در چندین باشگاه کار کرده است - ابتدا در بایرن 2، سپس او را به هوفنهایم آورد و اکنون او را در اشتوتگارت به خدمت گرفت. سخت نیست که بفهمیم چرا. او یک گیرنده استثنایی بین خطوط است و در داخل و خارج از مالکیت مشغول است.

 

در مثال بالا، استیلر بین پنج یا شش بازیکن فرایبورگ توپ را دریافت می‌کند و سپس به حمل کناری ادامه می‌دهد تا پاسکال استنزل، مدافع راست را پیدا کند، که سپس فضایی برای حمل و ارتباط با بازیکنان جلو دارد.

 

بار دیگر، حمل توپ به جلو کلیدی است. فلسفه هوینس از فوتبال سرگرم کننده همراه با بازیکنان مناسب برای اجرای سبک بازی او - مانند استیلر - یکی از دلایل تغییر اشتوتگارت از تیمی است که ترجیح می دهد مالکیت را واگذار کند و مستقیم به سمت تیمی که قصد حفظ آن را دارد.

 

عددها خودشان گویای مطلب هستند. با 4.08 پاس در هر سکانس ، اشتوتگارت در رده سوم قرار دارد (همسطح RB لایپزیگ) پس از بایرن و بایر لورکوزن. با این حال، این کنترل به قیمت مستقیم بودن آنها تمام نشده است. با سرعت مستقیم 1.86 متر بر ثانیه، آنها همچنان در بهره برداری از فضاهای مخالف بسیار سریعتر از همتایان خود که دارای مالکیت هستند، هستند.

 

مدافعان کناری

از دست دادن برنا سوسا نیز ممکن است عاملی در تغییرات سبک اشتوتگارت باشد. این مدافع چپ کروات در سیستم 3-4-3 فصل گذشته بیشتر یک مدافع کناری با مسئولیت های کاملا تهاجمی بود، در حالی که هیروکی ایتو و استنزل مدافعان کناری ابتدایی این فصل بودند.

 

ما به نقش استنزل در مالکیت توپ یعنی پیوستن به خط ما به  پیوستن به خط هافبک اشاره کرده‌ایم، اما در ایتو، هونس بازیکنی با موتور عالی و هوش برای اجرای چندین نقش در یک بازی دارد. در ترکیب، او مدافع میانی بیرونی در سه خط دفاعی است، در حالی که در انتقال هجومی، دوهای همپوشانی عالی را پشت سر فرویش ارائه می دهد تا سانترهایی را برای گیراسی ارسال کند.

 

 

 

این پویایی در سمت راست کمتر رایج است، اگرچه استنزل در زمانی که به جلو می‌رود، بازیهای عالی ارائه کرده است. ملی پوش 27 ساله سابق تیم ملی زیر 21 سال آلمان در میان بازیکنان اشتوتگارت با بازی هایی که با یک شانس (پنج) در این فصل به پایان می رسد، در رتبه دوم قرار دارد که سه تای آنها پاس گل بوده است.

 

 

انزو میلوت فرانسوی 21 ساله و البته فرویچ هیجان انگیز از مهاجمشان حمایت می کنند.

 

اهمیت میلو بیشتر از تهاجمی صرف است و پست 10 معمولی در سیستم هوینس باید چیزهای زیادی ارائه دهد. در هر زمان، میلوت را می توان یافت که به ایجاد بار اضافی در مناطق وسیع یا بستن مدافعان میانی کمک می کند. در واقع، اهمیت او برای هوینس بدون مالکیت آشکارتر است.

 

 

همانطور که نقشه لمسی میلو نشان می دهد، او در همه جا حضور دارد، اما به روشی خوب. در حالی که فوریچ زمانی که توپ را مستقیماً به سمت دروازه می برد، بهترین حالت خود را دارد و سعی می کند مدافعان را در موقعیت های یک به یک شکست دهد. او در این فصل  هفت پاس گل - و هشت گل زده است. با این سرعت، او ممکن بود دو رقمی شود.

 

 

بخش بزرگی از نقش فوریچ دریبل زنی و پاس گل او به  گیراسی است، پس از آن مسئولیت تبدیل موقعیت ها بر عهده مهاجم است. در این فصل هیچ شکایتی در این زمینه وجود ندارد. در سمت راست، سیلاس از نظر خلاقیت استانداردی ندارد، 0.94 موقعیت سازی باز او که در هر 90 دقیقه ایجاد می‌شود، بسیار کمتر از 1.83 فوریچ است.

 

 

 

گیراسی دائماً در سراسر زمین در حال حرکت است و این امر باعث می شود که او از بازی خارج شود. با این حال، با توجه به زمان صرف شده در خارج از محوطه، قابل توجه است که او با چند شانس در داخل محوطه ارتباط برقرار می کند.

 

همه چیز از طریق او در حمله جریان دارد، و در مقایسه با بازیکنان در پنج لیگ برتر، دخالتش در سکانس های مالکیت یک کیفیت برجسته است.

 

 

 

 

فراتر از حمله در هوینس اشتوتگارت!

 

 

بیشتر این قسمت به حمله اشتوتگارت می پردازد، جایی که اتفاقات هیجان انگیزتر در سیستم او رخ می دهد. با این حال، آنچه در دفاع آنها جالب است، عدم پرسینگ شدید است که ما با تیم های درجه یک بوندسلیگا همراه شده ایم.

 

وقتی اشتوتگارت در نیمه خود دفاع می کند، به پنج خط دفاعی عقب می نشیند، وینگر سمت توپ به خط عقب می افتد و وینگر سمت دور برای پیوستن به گیراسی به سمت بالا فشار می آورد.

 

این رویکرد تضمین می‌کند که اشتوتگارت در حمله پیشی نمی‌گیرد و در عین حال تهدید قابل‌توجهی را در مرحله انتقال حفظ می‌کند. رقم PPDA (پاس به ازای هر اقدام دفاعی) 14.4 (دهمین رتبه پایین‌ترین در بوندسلیگا) نشان می‌دهد که چگونه آن‌ها اینقدر تهاجمی را فشار نمی‌دهند و عموماً تصمیم می‌گیرند ساختار خود را در یک بلوک میانی غیرفعال حفظ کنند.

 

با تمام پویایی‌های تهاجمی که به آن اشاره کردیم، واضح است که اشتوتگارت دارای سمت چپ است، اما این در نهایت به نفع آنهاست، حتی در مقابل توپ. گردش توپ بالای آنها نمونه بارز این موضوع است.

 

 

اگرچه اشتوتگارت در این فصل از نظر موقعیت سازی جزو تیم های برتر آلمان  است، اما اشتوتگارت با بازی سازی و موقعیت ساختن خود با لیگ برتر در رتبه 14 قرار دارد. که چهار مورد از آنها منجر به یک گل شده است - که دوبرابر بازدهی هر تیم دیگر بوندسلیگا است. وقتی طرف های هوئنس به شدت فشار می آورند، در به حساب آوردن آن موثر هستند.

 

سخن پایانی

 

شایان ذکر است که اشتوتگارت برای شروع فصل بازی های آسان تری داشته است و تنها باخت آن ها شکست 5-1 مقابل لاپیزیش بوده است. اما حتی در طول آن بازی آنها از برخی جهات تحت تاثیر قرار گرفتند.

شانس‌هایی که آنها در این فصل داشته اند، عموماً کیفیت پایینی داشته‌اند، که بر سازمان دفاعی آنها تأکید می‌کند. هشدار حریفان  ضعیف‌تر پس از شانس گل آنها مورد آزمایش قرار می‌گیرد و هوس تاکتیکی هونس زیر ذره بین قرار خواهد گرفت.

 

اگر آن‌ها بتوانند به این روند تیم‌های کوچک‌تر ادامه دهند و پا به پای تیم‌های هم سطح خودشان باشند، دلیلی وجود ندارد که فصل اشتوتگارت نتواند به پایان رویایی که هواداران آنقدر می‌خواهند داشته باشد.

 

در لیگی که تنوع تاکتیکی از لحاظ تاریخی به حداقل رسیده است، اشتوتگارت هوینس یک نفس تازه است.