ای کاش در دوران کودکی مانده بودم...درسته که سخت بود و حسرت چیزایی که نداشتم رو میخوردم...مثل یه تفنگ ترقه ای یا ماشین کمپرسی پلاستیکی که باهاش خاکهای کوچمون رو جابجا کنم!!!بچه بودم و نمیدونستم "مجبورم" و باید بزرگ بشم.الان به خودم میگم ای کاش هیچوقت بزرگ نشده بودم.خداروشکر نه دیوونم و نه افسرده.....اتفاقا خیلی خیلی ام خوشبینم...اما...اما... این دنیا خیلی خیلی زشته و هرچه عینکم رو تمیزتر میکنم زشت تر میبینمش.....