شخصیت های این قسمت:۱_ارلینگ هالند ۲_لاکپشت (کیلیان امباپه) ۳_نتانیاهو ۴_ارتش لابی صهیونیست ۵_خداوند ۶_اسی

در فصل اول دیدین که هالند متاسفانه فوت شد ولی خب خداوند جون دوباره به هالند بخشید چندین ماه گذشت تا اینکه نتانیاهو همه کشور های جهان رو فتح کرد بجز اسپانیا و انگلیس هالند تصمیم گرفت که با او بجنگه و تنهایی به این جنگ رفت ارتش لابی صهیونیست بسیار قدرتمند بود و کار هالند بسیار سخت بود امباپه نیز تازه به رئال مادرید پیوسته بود هالند تصمیم گرفت شب به ارتش لابی صهیونیست در کشور ایران حمله کنه و از ریشه نابودش کنه شب که او داشت راه میرفت به مورد عجیبی برخورد یه لاکپشت که سرعت نور داشت او خودش را از هالند مخفی میکرد ولی هالند از جانب خداوند با خبر شد هالند بالاخره او را پیدا کرد او نیز به دنبال شکست دادن لابی صهیونیست بود هالند و اوتصمیم گرفتن باهم دوستی کنند و با یکدیگر لابی صهیونیست رو نابود کنن خلاصه خلاصه اونا رفتن برخلاف حدس هالند ۱۲ ساعت طول کشید تا با اسب به آنجا برشند و وقتی رسیدند روز بود هالند به اونا لگد میزد و امباپه با سرعتش اونارو گیج و بیهوش میکرد خلاصه اونا رفتن جلو تا اسی رو دیدن اسی صدرا محسنی(نخست وزیر سابق لابی صهیونست) و هالند رو به قتل رسونده بود و لاتی بود واسه خودش(خدا به هالند جون دوباره داد) اسی فورا که هالندو دید تعجب کرد و با چاقو بهش حمله کرد میخواست بزندش که امباپه پش مرگ شد و چاقو به صورتش برخورد کرد ولی بله صورتش فقط یک ماسک بود او کیلیان امباپست اوبا سرعتش اسی رو گرفت و به پایین پرت کرد و اسی مرد ولس در همین حال هالند فهمید که او یک لاکشپت نبوده و رقیبش است هالند با او خوش و بشی کرد اونا به راه رفتن تا اینکه نتانیاهو با عصای جادویی ظاهر شد...    این داستان ادامه دارد...